دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی عمومی

عنوان : مطالعه ارتباط سبک های ابراز هیجان و سبک اسناد کنترل در خشونت­های خانگی علیه زنان: تأثیر کلیشه های جنسیتی

دانشگاه خوارزمی

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد

رشته روان­شناسی عمومی

عنوان:

مطالعه ارتباط سبک های ابراز هیجان و سبک اسناد کنترل در خشونت­های خانگی علیه زنان: تأثیر کلیشه های جنسیتی

استاد راهنما:

دکتر محمدنقی فراهانی

استاد مشاور:

دکتر مهناز شاهقلیان

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی گردد

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود می باشد)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

فهرست مطالب:

فصل اول

مقدمه …………………………………………………………………………………………………. 9

اظهار مسئله …………………………………………………………………………………………….10

اهداف پژوهش …………………………………………………………………………………………20

فرضیه های پژوهش و سوالات ……………………………………………………………………20

ضرورت انجام پژوهش …………………………………………………………………………………21

روش انجام پژوهش ………………………………………………………………………………… 26

جامعه آماری …………………………………………………………………………………….. 26

حجم نمونه و روش نمونه گیری …………………………………………………………………. 26

روش و ابزار جمع آوری اطلاعات …………………………………………………………………. 27

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات ………………………………………………………………… 33

فصل دوم

مقدمه ………………………………………………………………………………………………36

خشونت خانگی علیه زنان………………………………………………………………………..38

دیدگاه های نظری خشونت …………………………………………………………………. 47

نظریه پذیرش فرهنگی …………………………………………………………………………… 48

نظریه اسناد (برای فرد پرخاشگر) …………………………………………………………. 52

سبک اسناد کنترل……………………………………………………………………………….54

فرض های اساسی نظریه اسناد ……………………………………………………………….. 59

نظریه اسناد به عنوان یک رویکرد شناختی در زنان ………………………………………60

 کلیشه های جنسیتی و شیوه های اسناد دهی در خشونت خانگی………………..65

نظریه طرحواره های جنسیتی بم در ارتباط با خشونت ………………………………….. 77

قالب های فکری جنسیتی ………………………………………………………………… 91

نظریه های و دیدگاه های مختلف در ارتباط با جنسیت ……………………………. 93

سبک های ابراز هیجان …………………………………………………………………… 106

کلیشه های جنسیتی در ابراز هیجان ………………………………………………… 108

ارتباط سبک ابراز هیجان و سبک اسناد کنترل در خشونت خانگی علیه زنان……..112

فصل سوم

نوع مطالعه ……………………………………………………………………………… 120

ابزارهای پژوهش…………………………………………………………………………..121

روش و محل اجرای پژوهش ……………………………………………………………. 130

روش تجزیه و تحلیل داده ها …………………………………………………………. 131

فصل چهارم

یافته های توصیفی ……………………………………………………………………… 133

یافته های استنباطی ……………………………………………………………………… 136

فصل پنجم

فرضیه اول: مطالعه ارتباط کلیشه های جنسیتی خشونت خانگی علیه زنان………..146

فرضیه دوم : مطالعه ارتباط کلیشه های جنسیتی و سبک اسناد کنترل…………..149

فرضیه سوم: مطالعه ارتباط کلیشه های جنسیتی و سبک ابراز هیجان ………….150

فرضیه چهارم : مطالعه ارتباط سبک اسناد کنترل و خشونت خانگی علیه زنان………151

فرضیه پنجم مطالعه ارتباط سبک ابراز هیجان و خشونت علیه زنان…………………152

سوال پژوهش……………………………………………………………………………..153

محدودیت ها …………………………………………………………………………… 156

پیشنهادات……………………………………………………………………………. 156

منابع فارسی…………………………………………………………………………… 160

منابع انگلیسی…………………………………………………………………………..167

پیوست ها……………………………………………………………………………..170

چکیده لاتین……………………………………………………………………………..188

چکیده:

هدف پژوهش حاضر مطالعه ارتباط بین سبک های ابراز هیجان و سبک اسناد کنترل در خشونت های خانگی علیه زنان با تأثیر کلیشه های جنسیتی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مراجعه کننده به پزشکی قانونی استان البرز در  شهر کرج در بهار1393 که علت مراجعه شان ضرب و شتم از سوی شوهر بود، که از این تعداد به 100 نفر پرسشنامه داده گردید ترتیب پرسشنامه ها بدین شکل بود: پرسشنامه ابرازگری هیجان کینگ و آمونز (1990)،  پرسشنامه کلیشه های جنسیتی ساندرا بم (1989)، پرسشنامه مهار هیجانی راجر و نشوور (1987)، پرسشنامه سبک اسناد پترسون، آبرامسون و سلیگمن، پرسشنامه دوسوگرایی کینگ و آمونز (1990)، و مقیاس تاکتیک تعارضی استروس (1981). طرح پژوهش از نوع همبستگی بود و تحلیل داده ها از طریق رگرسیون سلسله مراتبی بود. نتایج نشان داد پذیرش خشونت خانگی با بازداری هیجانی، سبک اسناد منفی و کلیشه‌های زنانه ارتباط مستقیم معنادار و با ابراز هیجان منفی، کلیشه‌های مردانه و خنثی ارتباط معکوس معنادار دارد.  گویا هرچه فرد از سبک اسناد مثبت و خوش بینانه تری برخوردار باشد از جرئت ورزی، فعالیت، مردم آمیزی، هیجانات مثبت و دلپذیری بیشتری برخوردار می باشد و برعکس هرقدر سبک اسناد فرد به علت پیروی از کلیشه های زنانه و حفظ تأثیر های زنانه بدبینانه و منفی باشد شخص  از اضطراب، ناامیدی بیشتری رنج می برد. پس زنان با سبک اسناد منفی از جرات ورزی پایینی برخوردارند و با این ویژگی خود را از طرفداری اجتماعی محروم می سازند زیرا که خود را بیش از حد در مورد وقایع منفی سرزنش میکنند و به شدت دچار خود اسناد دهی منفی هستند و همین امر موجب گرفتار شدن آنها در چرخه خشونت خانگی و عدم دریافت طرفداری ها توسط اجتماع و خانواده می گردد.

فصل اول: کلیات پژوهش

مقدمه:

خانواده کوچکترین واحد اجتماعی و اما مهمترین واحد اثربخش حمایتی و تربیتی می باشد نیاز افراد به قرار و آرامش ایجاب می نماید که در خانواده ارتباط ای مبتنی بر عاطفه و عقل، آنگونه که احساس امنیت، اطمینان و سلامت، طرفداری و رضایت را برای طرفین به ارمغان آورد شکل گیرد (برود و گرین 1983). تأثیر سازنده زن در ایجاد پیوند های اخلاقی و عاطفی اعضای خانواده غیرقابل انکار می باشد اما این هدف غیر از باایجاد محیطی آرام،مطمئن و به دور از خشونت برای همه افراد خانواده میسر نمی گردد (مرواریدی 1386). امروزه شواهد بسیاری حاکی از اختلال در روابط خانواده و خشونت ناشی از آن می باشد (اعظم زاده و دهقان فرد1385، موحدی و احدی1385).

هنگامی که از نهاد خانواده صحبت به میان می آید بلا فاصله در ذهن صمیمیت، عشق و علاقه تداعی می گردد وجود ثبات، استحکام و برقراری نظم در این نهاد منوط به داشتن روابط گرم اعضای خانواده با یکدیگر می باشد اما آن چیز که از بین برنده این فضاست تضاد و کشمکش و درگیری می باشد که تصویر آرام خانه و امنیت آن را در هم می شکند(خسروی زادگان،1386). خشونت خانگی ابزاری برای تثبیت قدرت و سلطه جویی می باشد که نه تنها آرامش و امنیت خانواده بلکه اعتبار و کرامت انسانی را نیز خدشه دار می کند (اعظم زاده، دهقان فرد؛ 1385).

چنانچه رفتار خشونت آمیز علیه زنان در چارچوب خانواده و میان زن و شوهر روی دهد از آن به خشونت خانگی تعبیر می گردد (پور رضا و موسوی،1382؛ سازمان جهانی بهداشت،1380).

خشونت خشونت خانوادگی به خصوص خشونت علیه زنان پدیده جدیدی نیست اما در نظر داشتن آن به عنوان مسا له ای اجتماعی به دوران جدید برمی گردد. خشونت علیه زنان مساله ای جهانی ست و در اغلب جوامع قابل نظاره می باشد در ایران متاسفانه آمار دقیقی از پدیده همسرآزاری وجود ندارد اما فقدان آمار نمیتواند دلیل موجهی بر نادیده گرفتن آن باشد صرفه نظر از چگونگی برداشت و پذیرش و یا رد خشونت خانگی از طرف افراد، مشاهدات تجربی  و شواهد ظاهری حاکی از وجود گسترده انواع آن در خانواده های ایرانی ست (سام گیس،1377؛ فروغان،1380؛ مجوزی،1381). اگرچه ممکن می باشد هم زن وهم مرد مرتکب اعمال خشونت آمیز در خانواده شوند اما تحقیقات نشان می دهند که زنان به اندازه بیش تری مورد بدرفتاری قرار می گیرند(فروست 1999 به نقل از صابریان آتش نفس و بهنام1382).

اظهار مسأله:

خشونت خانگی شایع ترین شکل خشونت، همراه با بیشترین احتمال تکرار، کمترین گزارش به پلیس و بیشترین عوارض اجتماعی، روانی و اقتصادی می باشد که غالبا توسط نزدیک ترین فرد خانواده (مانند شوهر) به وقوع می پیوندد (بختیاری و امید بخش،1382؛ جانسون و جانسون2000 به نقل از بلالی میبدی و حسنی1387).

از آنجا که خانواده متشکل از زن و شوهر می باشد و روابط اعضای آن در چارچوب نظام همسر گزینی(روابط زناشویی) و نظام روابط متقابل می باشد به طوری که افراد بتوانند نیازهای همدیگر را برآورده کنند پس خانواده واحدی می باشد که تأثیر های اجتماعی متعددی را بر عهده دارد و ارتباط متقابل اعضای آن بر مبنای  بنیادها و نیازهای فرهنگی جامعه شکل میگیرد (کجباف، نشاط دوست، خالویی1384).

مفهوم کلانی که تبیین عینی از دریافت و توجه زنان نسبت به خودشان و مسایل مربوط به آنها به دست می دهد، جامعه پذیری جنسیتی می باشد یعنی فرآیندی که در ضمن آن زنان با الگوهای رفتاری، هنجارها و جهت گیری های فرهنگی آشنا می شوند و به تدریج توجه ها و رفتار اجتماعی مناسب را فرا می گیرند و برای زندگی آینده آماده می شوند (وردی نیا و همکاران،1386).

شایان ذکر می باشد که اعمال خشونت علیه زنان و پذیرش آن از سوی زنان نشات گرفته از الگوهای جامعه پذیری تأثیر های جنسیتی می باشد که از گذشته تا به امروز استحکام بخش تبعیض جنسیتی در جوامع بوده می باشد، نظریات گوناگون و شواهد تجربی (نظریه منابع در دسترس گود، 1989 و نظریه جامعه پذیری جنسیت، 2003) در این حوزه نشان می دهد که عوامل خطرساز به لحاظ یادگیری و جامعه پذیری جنسیتی در شکل گیری انواع و اندازه خشونت علیه زنان تأثیر اعمال می کند (شفر، 1992).

راپوپورت اولین وظیفه بعد از ازدواج را جایگزینی تأثیر زناشویی با تأثیر قبلی می داند و این مشکل آفرین می باشد که در روابط زناشویی طبق انتظارات فرهنگی مرد بایستی تأثیر رهبری را بر عهده داشته باشد (کجباف، نشاط دوست، خالویی،1384).

عقاید جنسیتی با ساخت های بیشماری پیوند دارد و ممکن می باشد برای زندگی حال و آینده نوجوان پیامد جدی داشته باشد مثلا می توانند بر اعتماد به نفس، افسردگی، تصور از خود، اختلال خوردن، انجام اعمال ناملایم و، رفتارهای شدید انحرافی، رفتارهای جنسی و کلیشه های شغلی مبنی بر جنسیت موثر باشد (کینیویی2008 به نقل از  خانی مجد، پور ابراهیم و فتح آبادی،1391). اگرچه تفاوتهایی بین زن و مرد نظاره می گردد اما آنها بیش از آنکه متفاوت باشند از لحاظ رفتاری و شخصیتی به هم شبیه هستند برای مثال بعضی زن ها به اندازه مردها پرخاشگر هستند و درجه پرخاشگری بعضی مردها مانند زنان کم می باشد (ویتمن-مک دونالد،2006 به نقل از همان منبع).

مهمترین عاملی که زنان را از پیشرفت باز می دارد دیدگاه ها و ایستارهایی می باشد که در بطن جامعه شکل گرفته اند ایستارهایی که بدون تغییر در آنها هرگونه تلاشی از سوی نهضت ها و جنبش های زنان بدون نتیجه خواهد ماند این ایستارها به صورت کلیشه هایی در جامعه رسوخ کرده و مانع بزرگی در تغییر وضعیت زنان می باشد (ادهمی و روغنیان،1389).

بدرفتاری روانی زیر بنای همه انواع بد رفتاری هاست پس انواع خشونت جسمی، عاطفی و جنسی را می توان به منزله اشکال حاد اعمال سلطه و کنترل تلقی نمود (کمپ،1998 به نقل از نادری، حیدری، حسین زاده مالکی).

مفهوم کلانی که تبیینی عینی از دریافت و توجه زنان نسبت به خودشان و مسایل مربوط به آنها به دست می دهد جامعه پذیری جنسیتی ست فرآیندی که در ضمن آن  زنان با الگوهای رفتاری، هنجارها و جهت گیری های فرهنگی  آشنا می شوند به تدریج توجه ها و رفتار اجتماعی  مناسب را فرا می گیرند و برای زندگی آینده آماده می شوند (وردی نیا و همکاران 1389).

ویژگی های متفاوتی که هر جامعه بر اساس جنسیت از افراد آن انتظار دارد که دارای آن باشد محصولی از فرایند اجتماعی شدن جنسی ست که بر اساس آن مردان برای مردانگی و زنان برای زنانگی مطابق با تعریف های موجود در هر جامعه اجتماعی می شوند (اسکانزونی، 1988).

توجه های به لحاظ اجتماعی پذیرفته شده  ازسوی جامعه زنان را به پذیرش، تحمل و  برخورد انفعالی نسبت به خشونت وا می دارد؛ آموزه های درونی شده ای که پرخاشگری مردان و فرمان برداری و سکوت زنان را مشروعیت می بخشد (وردی نیا و همکاران،1389).

جنس ناشی از طبیعت زیستی می باشد اما انتساب اشکال و ناتوانی به آن یا برخورد خشونت آمیز نهادینه با این پدیده ناشی از فرهنگ می باشد فرهنگ متضمن انتساب صفات نمادین به امور و اشیاء می باشد و ابزارها و وسایل مورد نیاز زندگی را در متن مناسک و آداب و رسوم و باورها و نهادها و معارف  و زبان و نظایر آن حفظ می کند کودک این فرهنگ را از جهان اطراف می آموزد زیرا زبان و الگوهای رفتاری را به اتکای ضمانت های اجرایی شان درونی می سازد از طریق فرهنگ می باشد که جامعه پایدار می ماند (وایت،1959 به نقل از محمدی اصل).

فیزیولوژی نیست که می تواند ارزش ها را بنیان نهد اصول زیست شناسی غا لبا همان ارزش هایی را در بر میگیردکه فرد به آنها می بخشد  اگر تکریم یا ترسی که زن برمی انگیزد مانع از بهره گیری از خشونت در قبال او گردد آن وقت برتری عضلانی نر منبع قدرت نخواهد بود اگر عرف آن گونه که در میان بعضی قبایل سرخپوست دیده می شودبر آن جاری باشد که دختران برای خود شوهر انتخاب کنند حالت تهاجمی جنس نر دیگر هیچگونه  امتیازی برای او شناخته نمی گردید (دوبوار، 1986).

افکار و ارزش ها و  کنش ها و عواطف همچون سیستم عصبی مان از فرهنگ نشات می  گیرد خشونت نقشی می باشد که به ظرفیت آدمی در متن نظام اجتماعی واگذار می گردد وضعیت تأثیر در جامعه همچون کلمه در متن می باشد که بر حسب قالبی فرهنگی بر کنش موثر می افتد و انگیزش و هدف و تاثیر آن را معین می کند  مراحل انجام کنش همچون  ایفای تأثیر بر صحنه رفته رفته معنای تکمیلی می گیرد و کنشگران می توانند آن را در حین اجرا  یا اظهار توصیف کنند (محمدی اصل، 1388).

وقتی کودکان با انگ های جنسیتی، اشیا و فعالیت ها را طبقه بندی می کنند از این برچسب ها به عنوان راهنمایی برای تمایلات و انتظاراتشان  از دیگران بهره گیری می کنند  مارتین و همکاران (1995) این فرآیند را این گونه تبیین می دهند که یک دختر این گونه نتیجه گیری می کند که عروسک چیزی می باشد که معمولا دختران آن را می پسندند من یک دختر هستم پس احتمالا من بازی با عروسک را دوست خواهم داشت  در چنین مواقعی این گونه استدلال به راحتی آموخته شده و به گونه خودکار به آن استناد می گردد  این تعقل جنسیت محور که از سوی کودکان خردسال بهره گیری می گردد بدین معنی ست که آن چیز که یک جنس می پسندد جنس دیگر نمی پسندد یا آن چیز که که فردی از یک جنس می پسندد سایر افراد آن جنس نیز آن را می پسندند کودکان با زمینه های مشابه ای که در معرض  پیام های فرهنگی یکسان قرار می گیرند تمایل به پذیرش محتوای آن چیز که را که از  ارتباطات جنسی دارند و از آن اطلاعات برای سازماندهی دنیای اجتماعی خود بهره گیری می کنند دارند (مارتین و همکاران، 1995).

گویا کلیشه های جنسیتی بین کودکان 8-5 ساله بیشتر تثبیت شده باشد دوره ای که مک کوبی (1998) از آن به عنوان جنسیت گرایانه ترین دوره زندگی یاد می کند.

در پژوهش لوبن (1976) در میان شش مطلب کتابهای غیر درسی، حتی یک مادر شاغل پیدا نشد این مطالعه  فرق عیان و انعطاف ناپذیری را در میان کارهای خانه (زنانه) و خارج از خانه (مردانه) نشان داد این مطالب دنیایی واقعی پر از زن و دختر را تصویر می نمود که مشغول کارهای خانگی بودند و به گفته ریم(1987) چنین مطالبی باورهایی در دختر و پسر ایجاد می گردد که تقسیمات خشک را درست می پندارند و این کلیشه ها تحکیم و تایید می شوند.(لوبن، 1976 به نقل ازکرمانی فاروب1378).

در بین تمایزات موجود در جوامع انسانی، تمایزات جنسیتی، عینی ترین و گسترده ترین نوع تمایزات می باشد این تمایزات اگرچه در بنیان های خود، تمایزی بیولوژیک می باشد آن چه آن را امروز در کانون توجه بسیاری از مکاتب و نظریه هایی اجتماعی و فلسفی قرار داده می باشد، معنای اجتماعی آن می باشد. در کشور ما نیز در سال های جنگ به سبب وجود دشمن خارجی  مرد و زن همه دست بکار شده بودند و زنان اگر نگوییم حضوری فعال تر از مردان داشتند اما  چیزی کمتر از آنها هم نبودند  و این علی رقم وجود فرهنگ مرد سالار بود جنگ باعث شده بود که زنان از لاک سنتی خویش بیرون بیایند و در سرنوشت خویش مشارکت جدی داشته باشند اما با این حال در ادبیات داستانی کودکان آن سال ها مانند بچه های ایستگاه، زنان در سایه حوادث زندگی می کنند  و اگر گاهی صحبت از زنی به میان می آید یا در حال ناله و نفرین و غصه خوردن می باشد مانند مادر قهرمان قصه احمد و یا زهرا، خواهر احمد که هیچ حضور فعالی در داستان ندارد در حالی که احمد تمام داستان را پر کرده (کرمانی فاروب، 1378).

از آنجا که سلامتی زناشویی  و روانی زنان و مردان نکته ای مهم می باشد زیرا که بر طریقه خانواده تاثیر می گذارد و محققان راجع به ازدواج از این نکته مهم  که ازدواج جنسیتی بوده می باشد غافل شده اند (برنارد، 1972).

بر اساس نظریه جامعه پذیری جنسیت (فایرستون و همکاران، 2003) فرایند جامعه پذیری، گرایش ها و هویت جنسیتی را در خانواده درونی کرده و آن را به فرزندان انتقال می دهد و باعث همیشگی شدن سلطه مرد و مطیع بودن زن می گردد زیرا که معمولا از زنان تصویرآرام، مطیع، منفعل،عاطفی و وابسته و از مردان تصویری مستقل،استوار،شایسته،توانا و مصمم ترسیم می نماید و در چنین شرایطی زنان تأثیر جنسیتی سنتی مطیع بودن و پیش روی مردان تأثیر سلطه گری مردانه را میپذیرند (برت و هلن، 2002).

 پس فرد در فرایند جامعه پذیری در خانواده و تحت تاثیر روابط درون خانوادگی روحیه استبدادی و یا روحیه دموکراتیک کسب می کند (فایرستون و همکاران، 2003). بات به نوعی دیگر از روابط متقابل بین همسران در خانواده ها تصریح می کند.

وی دو الگوی متفاوت از روابط خانوادگی را معرفی می ‌کند الگوی اول را مناسبات تفکیکی تأثیر های زناشویی نامگذاری می کند این الگو روابطی را تبیین می دهد که در آن زن و شوهر قائل به تفاوت واضحی در وظایف خود می باشند و تأثیر های خانوادگی را به دقت تفکیک کرده و منافع، علایق و فعالیت های جداگانه ای دارند ازالگوی دوم با عنوان مناسبات مربوط به  تأثیر های مشترک نام میبرد که نقطه مقابل نظریه تفکیک تأثیر های پارسونز می باشد در این نوع از مناسبات زن و شوهر دراکثر فعالیت ها با هم همکاری و هم فکری داشته و تضاد منافع و علایق شان در حداقل می باشد (ملکی لارستافی، 1385).

زنان و مردان رفتارها و توجه های خود را در چارچوب تأثیر های جنسیتی می سازند  علائم آسیب شناسی روانی نیز در متن یک نظام جنسیتی شکل می گیرد(فورتون و اینگر، 2005) نظام جنسیتی  ساختار اجتماعی –فرهنگی دارد و فرهنگ رفتار بهنجار را برای زنان و مردان تعریف می کند تفاوت دو جنس تا حد زیادی از طریق تأثیر های جنسیتی و متغییرهای فرهنگی که بر آن تاثیر می گذارد تعیین می گردد کلیشه های فرهنگی در خصوص تأثیر  های جنسیتی در دختران از سنین پایین شکل می گیرد و زنان به خصوص به گونه نافعال برای سرنوشت جنسیتی خود برنامه ریزی می شوند (هاید، 1996).

بایستی اذعان داشت که یکی دیگر از عمده علتهای بروز خشونت های بین فردی و رفتارهای خودتخریبی ریشه در ناسازگاری زناشویی دارد (گلمن، 1995واسکات، 2001) خشونت برای قربانیان آن پیامدهای منفی مثل ترس،عصبانیت ،نا امیدی و درماندگی را در بردارد (راسل، 1989) به نقل از بارنت و راسکین، که ترس،عصبانیت و ناامیدی که افراد در خشونت تجربه می کنند احساس درماندگی به دنبال دارد تحقیقات نشان داده اند اولین احساسی که قربانیان جنایت پس از تهاجم تجربه میکنند درماندگی ست. شیوع ناسازگاری زناشویی و تاثیر آن بر سلامت جسمانی و روانی  زنان و کودکان باعث شده که متخصصان روان به این حیطه توجه ویژه ای داشته باشند (حسن آبادی و همکاران،1390). در نظریه دلبستگی به تأثیر مهم هیجانات و ارتباطات هیجانی در سازمان دهی الگوهای ارتباطی تصریح شده می باشد(ضیاء الحق،1390). همچنین پینکر و همکارانش ارزش برون ریزی هیجان ها و تخلیه هیجانی را در سلامت دراز مدت عیان کرده اند. پژوهش های زیادی اهمیت سبک های ابراز هیجان به عنوان یک متغیر بسیار موثر و مهم در رضایت زناشویی و کیفیت و چگونگی ارتباط زوجین با یکدیگر اثبات کرده اند( بانمن و واجل،1985). و از طرفی بین صمیمیت و خودافشایی قدرتمند با پاسخ های همدلانه و گرم همسر ارتباط قوی هست(هانسلی و اسچین دلر،2000).گویا که زوجین به جای ابراز هیجانات قوی هیجاناتی را اظهار می کنند که برای آنها کمتر تهدیدکننده باشد(جانسون،2007) زیرا که فرهنگ و آموزه های تربیتی ما  خوددار بودن و کنترل کردن هیجانات را ترغیب و تشویق می نماید و این مسئله می تواند زمینه ای برای دشواری در بروز دادن احساسات گردد(ارژنگ و کاشانی، 1387 ) همچنین ابراز هیجانات می تواند از توجه های فرهنگی غاالب یک جامعه تاثیر پذیرد(افشاری و مهرابی زاده هنرمند،1387 و هاشمی،1388 ).

تعداد صفحه : 185

قیمت : 14700تومان

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد:مقایسه هوش هیجانی و جرأت ورزی در دانش‌آموزان دختر و پسر نابینا و عادی

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می گردد.

پشتیبانی سایت :        ****       serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  *** ***