متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : روانشناسی و مشاوره

واحد علوم و تحقیقات کرمانشاه

استاد راهنما:دکترکیوان کاکابرایی

فصل های: اول تا سوم پایان نامه

رشته: مشاوره و راهنمایی

 

عنوانَ:

تاثیربازی درمانی گروهی در قلدری و خود پنداره دانش آموزان دختر راهنمایی

سال تحصیلی:1393

 

 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی گردد

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود می باشد)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

فصل یکم

مقدمه و اظهار مساله

مقدمه:

اظهار مسأله:

اهمیت و ضرورت انجام پژوهش :

اهداف پزوهش:

تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی (به صورت مفهومی و عملیاتی):

فرضیه‏های پزوهش:

 

فصل دوم

پیشینه پژوهش

1-2- بازی درمانی

1-1-2- تاریخچه بازی درمانی

2-1-2- انواع بازی درمانی

1-2-1-2- بازی درمانی فعال

2-2-1-2- بازی درمانی غیرفعال

3-2-1-2- بازی درمانی گروهی

4-2-1-2- اتاق بازی درمانی

3-1-2- مفاهیم و نظریه های بازی درقرن بیستم

4-1-2- تحول نظریه های بازی درمانی

1-4-1-2- بازی درمانی روان پویایی

2-4-1-2- بازی درمانی تخلیه ای

3-4-1-2- بازی درمانی ارتباط ای

4-4-1-2- بازی درمانی غیر مستقیم

5-4-1-2- بازی درمانی رفتاری – شناختی

2-2- خودپنداره

1-2-2- نظریه های خودپنداره

2-2-2- مفهوم خود

3-2-2- خود در دیدگاه های مختلف روان شناختی

1-3-2-2- دیدگاه اجتماعی

2-3-2-2- دیدگاه شناختی

3-3-2-2- خود در دیدگاه شناختی – اجتماعی

4-3-2-2- مفهوم خود از دیدگاه راجرز :

5-3-2-2- ثبات و هماهنگی خویشتن :

6-3-2-2- مفهوم خود از نظر سالیوان

7-3-2-2- خودپنداری از نظر اریکسون

8-3-2-2-خود در نظر یونگ :

9-3-2-2- خود در نظریه نوام :

10-3-2-2- خود در نظریه هارتز :

11-3-2-2- تغییر در محتوای مفهوم خود :

4-2-2- خوانگاره در نظریۀ هورنایی :

5-2-2- عوامل موثر بر خودپنداره :

6-2-2- خودپنداری و خوش بینی :

3-2- قلدری چیست؟

1-3-2- آیا قلدری پدیده ای طبیعی می باشد؟

2-3-1- چرا کودکان دست به قلدری و آزار دیگران می زنند؟

3-3-2- آیا قلدری موضوع مهمی می باشد؟

4-3-2- پرخاشگری

5-3-2- تعریف خشم

1-6-3-2- دیدگاه رشدی :

6-3-2- دیدگاههای مختلف درمورد خشم

2-6-3-2- دیدگاه ذاتی بودن پرخاشگری

3-6-3-2-دیدگاه روان تحلیلگری

4-6-3-2-دیدگاه رفتاری و یادگیری اجتماعی

5-6-3-2-دیدگاه ساختار گرایی اجتماعی

6-6-3-2-دیدگاه شناختی

7-6-3-2-دیدگاه فرهنگی

8-6-3-2-دیدگاه اقتصادی

4-2- مروری بر تحقیقات انجام شده

1-4-2- تحقیقات داخلی

2-4-2- تحقیقات خارجی

فصل سوم

روش پژوهش

– جامعه و نمونه مورد مطالعه:

–ابزارپزوهش(اعتبار وروایی):

روش گردآوری داده ها:

جلسات گروه ها:

طرح کلی درمان و محتوای برنامه مداخله ای:

1)- جلسه اول:

موضوع فعالیتها: مکالمه( مهارت بیانی)

2)- جلسه دوم:

موضوع فعالیتها: ورود به گروه

3)- جلسه سوم:

موضوع فعالیتها: لبخند زدن و لذت بردن

موضوع فعالیتها: جسارت یا قاطعیت

4)- جلسه چهارم:

5)- جلسه پنجم:

موضوع فعالیتها: حل مسأله های اجتماعی

6)- جلسه ششم:

موضوع فعالیتها:  مشارکت

7)- جلسه هفتم:

موضوع فعالیتها: تحسین

8)-جلسه هشتم :

موضوع فعالیتها : آگاهی از احساسات

9)- جلسه نهم :

موضوع فعالیتها : روحیه ورزشی خوب

10)-جلسه دهم :

موضوع فعالیتها : خاتمه

روش‌ تحلیل داده‏ها:

فهرست منابع

 

فصل یکم

مقدمه و اظهار مساله

 

 

مقدمه:

بازی ابزاری برای ابراز نیازها، احساسات و افکار در کودکان می باشد ،کودکان و نوجوانان به دلیل پایین بودن سطح تفکر انتزاعی ،قادر به اظهار هیجانات و احساسات خود نیستند ، سرکوبی و عدم مهارت در اظهار احساسات به ویژه ازنوع منفی آن بهداشت روانی کودک ونوجوان را به مخاطره می اندازد.از این رو پیداکردن راهی که نوجوان را قادر نماید به شیوه ای غیر از اظهار کلامی هیجانات خودرا بروز نماید کاملا ضروری می نماید و برای هر کودکی جدا از نژاد، زبان و ملیت وسیله مناسبی جهت تخلیه هیجانات و ابراز خود می باشد. شرکت در بازیهای گروهی مرحله‌ی مهمی از رشد اجتماعی برای کودکان می باشد. دربازی جمعی، برای کودکان فرصتهایی فراهم می آید که درکنار همسالان خود، دربازی مشترک و مورد علاقه شرکت جویند و درانجام بازی شرکت فعال داشته باشند و احساسات خود را درفعالیتهای مبتنی برهدف، بروز دهند و به اهمیت کارگروهی و رعایت قواعد و قوانین جمعی پی ببرند (احمدوند ص 82).

قلدری در مدرسه 1ازرفتارهای مشکل سازدوره ی نو جوانی ویکنوعخشونت سطح پایین به شمار می آید

که اخیرا توجه پژوهشگران و صاحب نظران روانشناسی تربیتی رادرسه دهه ی اخیر به خود معطوف ساخته می باشد وموضوع محوری مطالعات بسیاری بوده می باشد .(پاتچین وهیندوجا2،2011)

بسیاری از نوجوانان کوشش می کنند از طریق قلدری هیجانات درونی خود را ابراز کنند به این نحو که یا به شکل  قلدری سنتی3وعمدتا در محیط مدرسه یا درمسیر رفت وآمد به مدرسه این نوع قلدری اتفاق می افتد در حالی  که قلدری غیر سنتی4 عموما با بهره گیری از تجهیزات الکترونیکی و تکنولوژی های جدید انجام می شود و عمده  ترین خصیصه ی آن عدم وابستگی به ارتباط چهره به چهره بین قلدر و قربانی می باشد .افراد قلدردر قرن21 برای آزاررساندن وزورگویی نسبت به همسالانشان از شیوه های جدید تری زیرا مزاحمت های تلفنی یا نشر تصاویر یا  مطالب واقعی وغیرواقعی درمورد ی آنها درمحیط وب می پردازند این نوع اخیر قلدری ،تحت عنوان قلدری سایبری5 نیز مصطلح می باشد. (پاتچین وهیندوجا،2011) وبه معنای اعمال یکسری رفتارهای عمدی6 و تکرارشونده ی آزار دهنده از طریق کامپیوتر ، تلفن و دیگر وسایل الکترونیکی تعریف می گردد این تعریف نشان دهنده ی وجوه مشترک غیر سنتی با نوع سنتی آن می باشد؛ شامل تعمدی بودن،تکراری بودن وآسیب رساندن و آزار دهنده بودن آن.

یکی از اهداف بشری پیشرفت فردی و اجتماعی می باشد هر فردی گرایش فطری به خود شکوفایی دارد.

 

1-bullying in school

2-Patchin, Hinduja

3- traditional bullying

4- nontraditional bullying

5-cyber bullying

6-willful

 

شکوفایی

استعدادهای فردی ، پیشرفتهای فردی و اجتماعی را به دنبال خواهد داشت . بشر موجودی می باشد که از آغاززندگی اجتماعی در شکوفا کردن استعدادهای خود کوشش کرده می باشد اما گویا به دلیل  فرهنگی آنچنان که شایسته می باشد نتوانسته به وظیفه ی خطیرش د راین زمنیه اقدام نماید.در جامعه ی امروزی خانواده  مدرسه ، همسالان، رسانه های جمعی در اجتماعی کردن افراد تأثیر دارند. ودر شناساندن استعدادهای درونی  به افراد کوشش می کنند اما آنچنان که مطلوب می باشد  دراین زمینه به شیوه درستی اقدام نمی گردد.  گویا پرداختن به چنین موضوعاتی می تواند زمینه را برای خود شکوفایی افراد مهیا نماید. خود پنداری یکی از جنبه های مهم انسانی می باشد که به شناسایی ویژگی های خود بشر پرداخته و نکات قوت وضعف بشر را مشخص می نماید.«با در نظر داشتن نظر یه ی تعامل گرایی، هر فردی خود را در آیینه ی دیگران می بیند و می شناسد.  علاوه بر ویژگی های ارثی و زیستی که به صورت ژنتیکی  به افراد منتقل می گردد از طریق محیط ودر ارتباط با دیگران به ویژگی های خود پی می برد. .» (رجب زاده 1380)اما در بیشتر مواقع، دیگران به دلیل عدم آگاهی لازم ،درشناخت فرد از ویژگیهای خود تأثیر مطلوبی از خود بر جای نمی گذارند .

« از نظر راجرز هر شخصی گرایش فطری به شکوفا کردن استعداد منحصر به فرد دارد. این کار مستلزم پرورش توانایی های فرد به شیوه هایی می باشد که به بهبود وحفظ ارگانیسم خدمت می کنند خود شکوفایی یک نیروی رشد و بخشی از طبیعت ژنتیکی بشر می باشد.» لاندین ، (1378)

با در نظر داشتن نظریه خود دوستی، انسانهاخود دوست هستند . واعمال ورفتار خود را بر اساس این نیرو سازمان می دهند محیط وشرایط اجتماعی، نیروی خود دوستی بشر را در مسیر های متفاوتی هدایت می کند بعضی نیروی خود دوستی خود را از دست داده و به خود کم بینی دچار می شوند. وبه خاطر خود کم بینی حتی نسبت به  خود نیز توجه منفی پیدا می  کنند. بر عکس عده ای از خود دوستی منحرف شده، دچار خود پرستی می شوند بنابر این بشر ازتعادل خارج می گردد. درهر دو حالت توجه بشر به خود دچار اختلال شده وموجب انحراف می گردد. برای مثال در افراد خود کم بین افسردگی واضطراب، احساس حقارت وضعف اعتماد به نفس پدید می آید وبر عکس عد ه ای که دچار خود پرستی شده اند آنان نیز دچار حسادت ، غرور، تکبر واضطراب می شوند بنابر این شیوه آموزشی وتربیتی بایستی به گونه ای باشد که خودپنداری بشر نسبت به خود از حالت تعادل ومیانه روی خارج نگردد….خود پنداری یکی از جنبه های مهم انسانی می باشد که به شناسایی ویژگی های خود بشر پرداخته و نکات قوت وضعف بشر را مشخص می نماید.دانش آموزانی که دارای خودپنداره مثبتی هستندوتواناییها ونقاط اشکال خودرابه خوبی می شناسند،اهدافشان رابه درستی انتخاب می کنند،بی جهت خودرابادیگران مقایسه نمی کنندوهیچ چیزآنهاراازرسیدن به اهدافشان بازنمی دارد.دانش آموزانی که خودپنداره منفی دارند، برعکس،به علت اینکه تواناییهای خودراچنان که هست قبول ندارند،راحت ترهمرنگ جماعت می شوند و زودتحت تأثیردیگران قرار می گیرند هرفردبراساس ارتباط وفاصله ای که بین خودواقعی وخودآرمانی اش وجودداردبرای خویش حرمت و عزت قائل می باشد.ویلیام جیمزمعتقدبود سطح خواسته ها، تأثیر اساسی درتعیین اینکه ماخودرامطلوب تلقی می کنیم یا نه، بازی می کند. .برای بسیاری ازنظریه پردازان شخصیت، نظیرکارل راجرز،خودپنداره جنبه ی بسیارمهم شخصیت کلی فرداست.افرادی باخودپنداره ی مثبت،بیشترازدیگران به خودشان توجه می کنند.تجارب مثبت،عزت نفس وارزشیابی مثبت ازخودرادردانش آموزان افزایش می دهدوتجارب منفی آن راکمترمی نماید.افرادی که نسبت به خوداحساس مثبتی دارند،بطورغیرمنتظره ای قادرنددربرابرحوادث منفی ایستادگی کنندودرعین حال،دیدمثبت نسبت به خودرانیزحفظ می کنند.دانش آموزانی که عزت نفس کمی دارند،نسبت به شکست وبازخوردهای منفی،بطورنامناسب وبدی واکنش نشان می دهند.این فرآیند پیشرونده، بسیاری ازمشکلات مبتنی برکاهش انگیزه ی فعالیت دردانش آموزان راایجادمی کند وباید بطورجدی باآن مقابله نمود.وابستگی نوجوانان به دیگران(چه درخانه وچه درمدرسه)وهمچنین موفقیت مداری جوامع وخانواده ها که برمبنای آن برای توفیق وبرتری ارزش قائل می شوند وبچه هارابا یکدیگرمقایسه می کنند ومزیت هارامی شمارند،درتشکیل چگونگی ی توجه فردنسبت به خوددرایجادشکست ویاموفقیت کودکان ونوجوانان تأثیردارد.به نظرمیرسددانش آموزانی که درفرآیندیادگیری خودتنظیم ترند، بیش ازدیگران ارزشهای خودراشناخته وتواناییهایشان راباوردارند.آنها کمترخودرابادیگران مقایسه کرده  بلکه باارجاع به توانمندیهاومعیارهای  خودبه داوریدرموردیادگیری هایشان می پردازند،به تعبیری استانداردهای عملکردی درونی دارند.لذاخودکم بینی ایشان کمتربوده وبه خودپنداره مثبت تری دست  می یابند.پس هدف از این نوشتارمعرفی تکنیک های مختلف بازی درمانی مانند گروهی در کاهش قلدری و افزایشخود پنداره ی می باشد.

 

 

 

اظهار مسأله:

اختلالات رفتاری معمولاً نخستین بار در سال های آغازین دوره ی ابتدایی نظاره می شوند.اختلال رفتاری به رفتار فردی اطلاق می گردد که بدون پائین بودن بهره هوشی،تعادل روانی و رفتاری از اندازه ی عمومی اجتماع دور و دارای شدت،تکرار و مداومت در زمان ها و مکان های متعدد باشد.به طوریکه در عملکردهای تحصیلی_رفتاری دچار درماندگی و یا کاهش اندازه کارایی فرد گردد.اختلال های درونی سازی شده و اختلال های برونی سازی شده دو دسته ی کلی از الگوی جدید طبقه بندی اختلال های دوران کودکی هستند. در این بین،نشانگان افسردگی/اضطراب، کناره گیری/افسردگی و شکایات جسمی در دسته ی معضلات درونی سازی شده قرار می گیرند که معمولاً فرد را آزار می دهند و معضلات مربوط به قانون شکنی و پرخاشگری که بیشتر با آزار و اذیت دیگران در ارتباط هستند،در طبقه معضلات برونی سازی شده قرار می گیرند.مانند این اختلالات رفتاری دوران کودکی،اختلال کاستی توجه/بیش فعالی، اختلال نافرمانی مقابله ای،قلدری و اختلال سلوک می باشد.شیوع این اختلالات در میان دانش آموزان ازجمله مشکلاتی می باشد که خانواده ها، مدارس و جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد.این اختلالات نه تنها کودک و خانواده وی را در زمان حال درگیر می کند،بلکه آینده ناخوشایندی را برای کودکان و اطرافیان آن ها در پی دارند.

قلدری[1]،رفتار آزاردهنده ای می باشد که یک فرد یا یک گروه از افراد عمداً در یک دوره ی زمانی به صورت مکرر اعمال می کنند و شامل عدم توازن قدرت می باشد و نوعی خشونت سطح پائین در مدرسه می باشد که اخیراً مورد توجه روانشناسان مدرسه قرار گرفته می باشد ( نانسل، اورپک، پیل، ران[2]، و همکاران ،2001؛ به نقل از منصور بیرامی و پروانه علائی،1391).

قلدری ممکن می باشد در محیط های مختلف اتفاق بیفتد،اما آن چیز که که بیشتر مورد توجه پژوهشگران تعلیم و تربیت قرار گرفته،قلدری در محیط مدرسه می باشد که با خشونت مدرسه ای[3] قرابت معنایی داشته و شکل خفیف تری از آن به شمار می آید(بن بینیستی وآستر،2005 و آستر، بن بینیستی،پینتر و زیرا[4]، 2004؛ به نقل از بیرامی ، 1391).

الوپوس به عنوان پیشگام قلدری در مدرسه ، آن را زیر مجموعه ای از رفتارهای پرخاشگرانه تعریف می کند.(به نقل از یورتال و آرتوت[5]،2010؛ به نقل از بیرامی،1391) که در قالب رفتارهای جسمانی کلامی و ارتباطی بروز

می یابد.(به نقل از لی 1،2010؛ نقل از بیرامی ،1391) و در بر گیرنده سه جزء می باشد :

1)- نوعی رفتار منفی هدفمند    2)- تکرار در گذر زمان

3)- همراه با عدم موازنه ی قدرت (به نقل از نیوگنت، بهرند، لانس بری، هیگنس و لو2،2010؛ به نقل از بیرامی و علائی،1391)

اگرچه عمده تحقیقات انجام یافته ی مرتبط، به چگونگی پیشگیری از وقوع قلدری دربین دانش آموزان پرداخته اند، اما مطالعات محدودی به مطالعه متغیر های  همبسته با آن اختصاص یافته اند که اساس ارائه ی یک رویکرد پیشگیرانه و مداخله ای مؤثر می باشد به ویژه آنکه شکل بروز قلدری و ماهیت آن در سالهای اخیر تغییر یافته می باشد. اکثر محققان و روانشناسان رشدی توافق دارند که قلدری  در مدرسه شکلی از آزار و اذیت های جسمی ، جنسی و روانشناختی یک یا چند دانش آموز بر علیه دانش آموز دیگری به صورت مکرر در یک دوره زمانی می باشد( فارینگتون، 1993؛ اسمیت، 2000؛ به نقل از وانگ، لاک، لو و ما3، 2008؛ به نقل از بیرامی و همکاران، 1392) .کسانی که مرتکب قلدری می شوند، دید مثبتی نسبت به پرخاشگری دارند و در مقایسه با سایر دانش اموزان بیشتر درگیر رفتارهای پرخاشگرانه می شوند.از دیگر ویژگی های مهم آن ها برانگیختگی و احساس نیاز شدید در تسلط بر دیگران می باشد. افراد قلدر حس همدلی بسیار کمی با قربانیان خود دارند و اغلب توجه مثبتی نسبت به خود دارند.مرتکبان قلدری احتمالاً نسبت به قربانیان خود از نظر جسمی قوی تر هستند.بعضی از محققان اعتقاد دارند که افراد قلدر الگوهای رفتاری فزون مضطرب و نا ایمن را از خود بروز می دهند.

قربانیان قلدری بسیار مضطرب و ناامن تر از دانش آموزان معمولی هستند به وسیله سایر دانش آموزان مورد حمله قرار می گیرند و واکنششان در برابر آزار و اذیت دیگران گریه کردن و انزوا طلبی4است.قربانیان از عزت نفس پائین رنج می برند و نسبت به خود و موقعیت ها توجه منفی دارند.آن ها احساس احمق بودن ، خجالت زدگی و عدم جذابیت دارند و در محیط مدرسه تنها و طرد شده هستند.(گلیو، فان، کاتون و ریورا5، 2008؛ به نقل از رضا چالمه،1392).

قلدری کردن هم اثرات کوتاه مدت و هم اثرات بلندمدتی بر افراد دارد.رفتارهای قلدر مآبانه بر سلامت جسمی افراد تأثیر دارد. اثرات کوتاه مدت شامل نشانه های بدنی و روانشناختی بوده اند. پژوهش ها بیانگر این می باشد که هم افراد قلدر و هم افراد قربانی نشانه های بدنی از قبیل سردرد ، ناراحتی های گوارشی و کمردرد را گزارش کرده اند ( دیو1 و همکاران، 2005؛به نقل از چا لمه ، 1392).

نشانه های روانشناختی از قبیل افسردگی ، خلق و خوی بد  عصبانیت ، نا امیدی  و احساس تنهایی و بی کسی بوده می باشد (پشکین، تور تورلو، مارکهام، ادی و همکاران2، 2007؛ به نقل از چالمه، 1392) اثرات بلند مدت در الگوهای رفتاری از قبیل پرخاشگری، خشونت، سوء مصرف مواد و میگساری خود را نشان داده اند (کالیتالا-هینو، ریمپلا، رانتانه و ریمپلا3، 2000؛به نقل از چالمه، 1392).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   سمینار ارشد رشته روانشناسی: بررسی بین میزان افسردگی امدادگران مرد هلال احمر با سابقه فعالیت امدادی آنها

رفتارهای قلدر مآبانه دارای دو شکل متفاوت می باشد : قلدری فیزیکی ( ضرب و شتم ، هل دادن ، لگد زدن و سد راه کسی شدن) و کلامی ( مسخره کردن فرد تهدید کردن ، طعنه زدن ، بد دهنی ، شایعه پراکنی و اسم گذاشتن روی دیگران ) (کوهن و کانتر4،2003؛به نقل از چالمه، 1392).

در دانش آموزان دبیرستانی بیشتر قلدری کلامی و سپس قلدری فیزیکی رواج دارد در حالی که در دانش آموزان سنین پائین تر بیش تر قلدری نظاره شده از نوع فیزیکی می باشد. (ویلیامز وگیارا5 ، 2007 ؛به نقل از چالمه ،1392) به لحاظ تفاوت های جنسیتی ، در پسران بیش تر قلدری فیزیکی  و در دختران بیش تر قلدری کلامی رواج دارد (اسمیت وگروس6 ، 2006)

نتیجه تازه ترین تحقیقات زمینه یابی ، اندازه شیوع قلدری را در بین دانش آموزان کشورهای مختلف نزدیک به 50 درصد گزارش می کند (وانگ، لاک، لو و ما و همکاران[6]،2008؛ به نقل از بیرامی ،1391).

 

 

تاکنون در جامعه ما درمورد ی قلدری در مدارس و تأثیر آن بر افراد و عملکرد آن ها مطالعه چندانی صورت نگرفته می باشد.فقدان ابزار مناسب برای ارزیابی رفتارهای قلدرمآبانه دانش آموزان و بهره گیری از آن در فعالیت های پژوهشی ، درمانی ، مشاوره ای و آموزشی به شدت به چشم می خورد. از این رو با در نظر داشتن شیوع روزافزون قلدری دربین نوجوانان و کودکان به عنوان پیش زمینه ای برای بروز خشونت های مدرسه ایشدید تر و افت کیفیت زندگی بزرگسالی آنان ، لازم می باشد تا صاحبنظران عرصه ی تعلیم و تربیت ، به ویژه روانشناسان در صدد یافتن راهکارهای مداخله ای و پیشگیرانه با در نظر گرفتن ویژگی های زندگی نوجوانان قرن 21 و بهره گیری فزاینده آنان از تجهیزات الکترونیکی باشد. در سایر کشورها قلدری در مدارس و دیگر حوزه های اجتماعی ( خانواده ، محیط کار ، و. . .) به گونه کارآمدی مطالعه شده می باشد و مؤسساتی ایجاد شده اند که به مردم خدمات مقابله با قلدری یا متوقف کردن قلدری ارائه می دهند.

بنابه یافته های موجود روش بازی درمانی،سبب کاهش نشانه های  اختلال های برون سازی شده مانند ( اختلال نافرمانی مقابله ای ، قلدری) در کودکان مبتلا به این اختلال ها می گردد ومی توان از آن به عنوان یک روش مداخله ای سود جست.

بازی کارکردی مناسب با سن می باشد. تلاشی که همزمان در یک فرایند بدنی و اجتماعی اتفاق می افتد.بازی عموماً نقطه ی مقابل کار می باشد. یک فعالیت سرگرم کننده که فارغ از اجبار و غیر منطقی بودن فرصت مناسبی را جهت اظهار احساسات به فرد می دهد.

پژوهشگران عمده ترین ویژگی بازی را لذت بخش بودن آن می دانند.بازی یک فعالیت کاملاً ذاتی می باشد که به وقایع  یا افراد پیرامون ما وابسته نیست (کسیکسزنتمیهالی، دالینو ،بیشاپ، هات1و همکاران ،1976؛بهنقل از نادره سهرابی شگفتی، 1390).

بازی درمانی2تکنیکی می باشد که به وسیله آن طبیعت کودکان به صورت بیانی معنی می گردد و روشی می باشد برای مقابله با استرس های هیجانی و هم چنین برای کودکانی که دچار آشفتگی های ناشی از معضلات خانوادگی هستند به کار می رود. درمانگراتی که کار بازی درمانی را انجام می دهند ، عقیده دارند که این تکنیک به کودکان اجازه [7]

می دهد مسائلی را که نمی توانند در محیط روزانه شان مطرح کنند در قالب بازی ارائه دهند و با هدایت درمانگر هیجانات مخفی خود را نمایان کنند. در بازی درمانی ، درمانگر رفتار کودکان را بدون قید و شرط می پذیرد بدون اینکه آن ها را غافلگیر کند ، با ان ها بحث کند و یا نادرستی کار آن ها را به آن ها گوشزد کند.تحقیقات انجام شده در سال های اخیر تأکید پژوهشگران را بر بازی درمانی نشان می دهد و آن را به عنوان تکنیکی که معضلات هیجانی و اجتماعی را کاهش می دهد مطرح می کند. (براتون ، رای ، رهاین و جونز1، 2005؛بهنقل از سهرابی شگفتی، 1390)پژوهش ها نشان داده اند بازی درمانگری یکی از مؤثرترین شیوه های درمانی در مورد کودکانی می باشد که مورد آزار و سوء بهره گیری قرارگرفته اند ( نورکامب، وودینگ، مارینگتون2، 2000؛به نقل از زهرا برزگر1392) پژوهشگران توانستند با بهره گیری از روش بازی درمانگری فردی و گروهیحرمت – خود آسیب دیده این کودکان را بهبود بخشند و حتی تسلط برخورد را در آنان تقویت کنند.

ری3 (2005)؛ از بازی درمانگری برای کاهش رفتارهای اغتشاش آمیز در مدرسه بهره گرفت (نقل از برزگر،1392).

پری4 (1988)  در مطالعه ای توانست الگوهای رفتار برونی سازی شده را در کودکانی که در مدرسه دچار معضلات سازشی بوده اند ، اصلاح کند ( نقل از برزگر،1392).

دوگرا ، پراراگاران،(1994) نیز دریافتند که بازی درمانگری می تواند پرخاشگری را تاحد زیادی تخفیف دهد ( به نقل از براتون، ری ، راین و جونز، 2005).

لوئیس و کاچر5 (2002) دریافتند بازی درمانگری توانسته از شدت رفتارهای ضد اجتماعی و پرخاشگری کودکان بکاهد (نقل از برزگر،1392).گیل 6(2003) در پژوهشی به تأثیر بازی درمانی در درمان کودکان مبتلا به آزار جنسی پرداخت. نتایج پژوهش او نشان داد که بازی درمانی باعث سازماندهی ذهن ، احساس امنیت و ایجاد احساس امنیت در کودک می گردد .

بیش از 5 دهه می باشد که از بازی درمانی به عنوان روش مناسب در درمان کودکان بهره گیری می گردد.از علت های موفقیت

 

 

 

 

Rhine & jones،Ray ،1- Bratton

2- Nurcombe،Wooding، Marrington

3-Ray

4-Perry

5-Lewis &karcher

6-Gil

این روش در درمان کودکان، عدم نیاز به تفکر انتزاعی و مهارت های کلامی در ابراز رفتار می باشد.برای کودکان اسباب بازی بیانگر زبان آنهاست و بازی کردن گفتگوی ان ها به شمار می رود. می توان بازی درمانی را فرایندی

بین فردی تعریف نمود که درمانگر طی آن کوشش می کند به صورتی منظم با بهره گیری از بازی به کودکانی که دارای معضلات روانشناختی هستند کمک نماید یا از بروز معضلات هیجانی در آن ها جلوگیری کند.در این تکنیک ، به وسیله توسعه روان با بازی کردن تأثیر های مختلف و مراوده و برقراری ارتباط می توان فرصت پیشگیری را فراهم نمود.

کودکان از طریق بازی ارتباط مستقر می کنند،معضلات کودکان در جریان بازی اغلب توأم می باشد با عدم توانایی بزرگسالان برای درک و پاسخگویی به آن چیز که که کودکان احساس می کنند و یا تلاشی که آن ها برای ایجاد ارتباط می نمایند (هیوز1 ، 1387).

اکثر بزرگسالان از کودکان انتظار دارند با آن ها از همان طرف که با بزرگسالان خود راحت تر هستند ایجاد ارتباط نمایند، یعنی ارتباط کلامی و آن ها به جای این که با کودک درحد کودکانه رفتار نمایند ، از او انتظار دارند که خود را به حد یک بزرگسال برساند.اکثر بزرگسالان قادرند احساسات ( درماندگی و اضطراب ) و معضلات خود را درقالب کلام اظهار دارند.درحالی که محدود کردن کودکان به اظهار خود از طریق کلامی سبب محدودیتهای غیر لازم و غیر واقعی در ارتباطی که بایستی بین کودک و مشاور به وجود آید ، می گردد (هیوز ، 1387).

ارتقای سطح سلامت فردی یک موضوع جهانی می باشد که نسبت به سلامت اجتماعی و شغلی از اهمیت بالاتری برخوردار می باشد ( روسو، دومیترسکو، دانیلا وزنو2، 2013؛به نقل از سید احسان افشاری زاده و همکاران، 1392). هنگامی که فرد بتواند سلامت روانی شخصی خود را با ارائه برداشت های منطقی از خود فراهم نماید ، بالطبع جامعه نیز در حیطه سلامت روانی ارتقا خواهد پیدا نمود. یکی از عوامل مهمی که مطرح می گردد « خود3 » و مطالعه کیفیت « خود » میان افراد می باشد. ( کیامنش و پور اصغر ، 1385؛ به نقل از افشاری زاده ، 1392). خودپنداره4، نظام پویایی می باشد که با اعتقادات5، ارزش ها6، رغبت ها7، استعدادها8، و تواناییهای فرد ارتباط دارد. این عوامل از

 

 

1-Hughes

2-Zetu ، Danila،Dumitrescu،Rosu

3-Self

4- Self concept

5- beliefs

6- values

7- sen timents

8-talents

تعیین کننده های مسیر زندگی فرد هستند. خودپنداره، ارزیابی کلی فرد از خودش می باشد. این ارزیابی ناشی از ارزیابی های ذهنی فرد از ویژگی های خود می باشد که ممکن می باشد مثبت یا منفی باشد خودپنداره مثبت1، نشان دهنده ی این می باشد که فرد خودش را در مقام شخصی با نقاط قوت و اشکال می پذیرد و این امر موجب بالا رفتن اعتماد به نفس او در روابط اجتماعی می گردد. خودپنداره منفی2، منعکس کننده احساس بی ارزشی و بی لیاقتی و نیز ناتوانی خود می باشد.( بونگ و اسکالویک3،2003، به نقل از مهوش رقیبی و غلامرضا میناخانی؛ 1390)

کودکان نسبت به بزرگسالان، خودپنداره ساده ای دارند، تغییر جزئی مثبت در آن می تواند کارکرد زیادی خصوصاً در افزایش عزت نفس و مقابله با معضلات پدید آورد. قصه و نمایش در بیانی نمادین و جذاب به گونه ای غیر مستقیم تصور کودکان را در مقابله با توانایی های خود بازسازی می کند و خود پنداره آن ها را بالا می برد.(به نقل از فرح نادری و زینب انصاری اصل؛ 1390). کودکان با ایجاد ارتباط با دیگران خود را می شناسند. نظرات و عقاید آن ها درمورد خودشان بسیار تحت تأثیر نظرات اطرافیان آن هاست، به واسطه نظر دیگران می باشد که می فهمند فرد خوبی هستند یا نه، آیا دوست داشتنی هستند یا نه، با هوش اند یا کودن، کودکانی که احساس خوبی دارند، خود پنداره مثبتی را در درون خود پرورش داده اند و نسبت به دیگر کودکان ارتباط بهتری را با بقیه مستقر می کنند. انتظارات والدین از کودکان تأثیر بسزایی در خودپنداره کودکان می گذارد. اگر انتظارات والدین از کودکان بیش از اندازه باشد در آن ها ایجاد سرخوردگی می کند و دست از کوشش بر می دارند، در واقع انتظارات والدین بایستی متناسب با توانایی کودک و معقولانه باشد تا کودک آسیب نبیند. (گلپسی ادواردز4، 2002؛ به نقل از فرح نادری و زینب انصاری اصل؛ 1390).

خود پنداره دارای سه سطح می باشد : سطح اول ، خودپنداره فردی می باشد که به صفت و توانایی های فردی تصریح دارد. سطح دوم ، خود پنداره ارتباطی می باشد که خود را بر اساس نوع ارتباط با دیگران داوری می کند ، و سطح سوم ، خودپنداره جمعی می باشد که به مقدار عضویت در گروه باز می گردد (سرور خاکسار و همکاران، 1386؛ به نقل از افشاری زاده ،1392).

راجرز معتقد می باشد که خودپنداره از راه روابط اجتماعی به دست می آید و در واقع شخص خود را بر اساس آن چیز که از سایرین تصور می کند میبیند نه بر اساس آن چیز که خودش درک می کند. طبق الگوی شناختی اجتماعی پکران، از

 

 

1- positive self-  concept

2-negative self-  concept

3- Bong & skaalvik

4- Gilles pie Edwards

لحاظ نظری، میان هیجانات مثبت و منفی و خود پنداره ارتباط ای قابل تعیین می باشد که بر اساس گفته ی هنسفورد و هاتی(1982) ارتباط ی مثبتی بین خودپنداره عمومی و پیشرفت تحصیلی (مارش1و سیفون، 2012، به نقل از افشاری زاده و همکاران؛ 1392) هست.

بیلس (1950) ، نخستین کسی بود که بر تاثیر بازی درمانی در کودکان مبتلا به معضلات یادگیری پرداخت او توانست با بازی درمانگری مهارت های خواندن را در کودکانی که در تحول خواندن با تأخیر مواجه بودند ارتقا دهد. بدین ترتیب بازی درمانی گری فردی و گروهی ، افزایش سطح خودپنداشت و بهبود توانایی خواندن را در برداشت.

پورتر و لیلی (2003) ، نیز به این نتیجه رسیدند که بازی درمانی می تواند سطح خودپنداشت کودکان را افزایش دهد و به بهبود مهارت های اجتماعی منجر گردد. بازتاب رفتارهای قلدر مآبانه خودپنداره کودکان را تحت تأثیر قرار می دهد.

بازی درمانی روش مناسبی در اصلاح رفتار ، توسعه خودپنداره و ارتقا مهارت های اجتماعی مناسب می باشد. در واقع درمانگر در جریان بازی درمانی با ایجاد یک شبکه ی ارتباطی پویا با کودک ، فرصت کشف ، ابراز و درک بهتر افکار و احساسات  را برای آن ها مهیا می کند.دریافت چنین خدماتی از سوی کودکان اغلب برای والدین هزینه بر می باشد. به همین دلیل شاید بتوان مدرسه را محلی مناسب برای ارائه خدمات بازی درمانی پیشنهاد نمود.این پیشنهاد به این دلیل قابل طرح می باشد که تمام کودکان در ارتباط با مدرسه می باشند. مدرسه محیطی امن برای خانواده و کودک به شمار می آید و مسئولان و معلمان اولین افرادی هستند که بلا واسطه با کودک در ارتباط هستند.  و اولین افرادی هستند که با مشکل کودک مواجهه و به آن به شکلی پی می برند.به این ترتیب ارائه خدمات بازی درمانی در مدارس فرصت بهره گیری از این خدمات را برای تمام کودکان مهیا می سازد و از سوی دیگر مدرسه را در انجام امور خود ( آموزشی و یادگیری مؤثر) موفق می سازد.

دارای تاثیر بودن خدمات بازی درمانی در مدارس را می توان بر اساس موردها ذیل تبیین نمود :

  • بازی درمانی باعث بهبود نوع ارتباط کودکان با مسئولان می گرددو
  • از طریق بازی درمانی معضلات هیجانی، رفتاری و اجتماعی در سر راه آموزش و پرورش و یا دیگری کاهش می یابد.
  • بازی درمانی باعث ارتقا سطح انطباق کودک با کلاس می گردد.
  • بازی درمانی موجب ارتقا مهارت های ارتباطی و اجتماعی در دانش آموزان می گردد.

1-Marsh

  • نیاز کودکان دارای مشکل و در مخاطره در جریان بازی درمانی برای مسئولان مدرسه می گردد و از طریق بازی درمانی مسئولان و معلمان مورد طرفداری قرار می گیرند.

با در نظر داشتن ماهیت موضوع این پژوهش متغیر مستقل بازی درمانی گروهی و متغیر های وابسته قلدری و خود پنداره می باشد که پژوهش حاضر در پی آن می باشد تا اثر متغیر مستقل را بر وابسته مشخص و تعیین نماید. از این رو مسأله مورد پژوهش آن می باشد که آیا بازی درمانی در کاهش قلدری و افزایش خودپنداره دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی شهرستان کنگاور اثر بخش می باشد؟

1-Bullyin

2- Nansel،Overpeck،Pila،Ruan

3- school violence

4- Benbenishty، Astor،pinter&zeira

1- Yurtal&Artut

1- Lee

2- Newgent، Behrand،Lounsbery، Higgins&Lo

3- Farrington،Smith، Wong، Lok، Lo & ma[5]

4- Wihdrawl

5- Glew، Fan، Katon and Rivara

 

1-Due

2- Peshkin، Tortolero، markham، Addy

3-Kaltiala-Henio، Rimpelae، Rantanen& Rimpelae

4-Cohn & Canter

5-Williams and Guerra

6-Smith & Gross

7-Wang، Lok، Lo & ma

1-Csikszentmihaly، Dahlinow، Bishop & Hutt

2- Play therapy

 

 

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

تعداد صفحه : 96

قیمت : 14700تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می گردد.

پشتیبانی سایت :               serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  *** ***