(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود می باشد)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

دانشگاه پیام نور

دانشکده علوم انسانی

نام مرکز رشت

 

پایان نامه

برای دریافت مدرک کارشناسی ارشد

رشته  جغرافیا و برنامه ریزی شهری

گروه جغرافیا

 

عنوان پایان نامه:

مطالعه عوامل تاثیر گذار بر هویت کالبدی بافت تاریخی شهر اردبیل

 

دی ماه 1393

چکیده

هویت و ایجاد هویت در شهرها از طریق نمادهای طبیعی و انسانی یکی از موضوعات مهم در برنامه ریزی شهری و شهرسازی بوده و به عنوان یکی از ضروریات توسعه پایدار مطرح می گردد. جلوه های بارز هویت شهرهای تاریخی ایران دارای هویت کالبدی، عملکردی، تاریخی، فرهنگی، محیطی، طبیعی، دینی، انسانی، ملی و اجتماعی می باشد. رشد سریع و ناهنجار مراکز شهری، افزایش جمعیت شهرها و نیز گسترش ساخت و سازهای نامتناسب شهری، موجب زیان بیشتر به بافت های تاریخی و بی هویتی شهر و تاثیر منفی بر ساکنان شهر می گردد. پس حفظ بافت تاریخی به عنوان هویتی ضروری برای ادامه ی حیات شهرها مطرح می گردد.

این پایان نامه با هدف کلی مطالعه عوامل و معیارهای موثر در هویت بخشی کالبدی به بافت های تاریخی و با ارزش شهر اردبیل، اقدام به مرور و ارائه چارچوب های نظری، فنی و تجربی هر کدام از این مفاهیم برای دست یابی به این هدف نمود. نتایج این فرآیند، ارائه معیارها و عوامل موثر در هویت کالبدی و همچنین اندازه اهمیت آن ها در این تاثیر و در نتیجه ارائه راهکارها و سیاست های مداخله تحت عنوان نوسازی و بهسازی بافت های فرسوده شهری می باشد که قابل به کارگیری در دیگر نمونه های برنامه ریزی در این نواحی می باشد. همچنین تعیین و معرفی معیارهای اجتماعی و اقتصادی هویت بخش در این محدوده های شهری که باعث ایجاد تفاوت هایی در تحلیل ها و ارزیابی های وضعیت بافت های با ارزش و سنجش سایر ابعاد هویت در شهرها با رویکردهای اجتماعی و اقتصادی و کالبدی و در سطوح مختلف محلی و ناحیه ای می گردد دیگر دستاورد این پژوهش می باشد. در انتها نیز پیشنهاداتی برای پوشش نقاط اشکال و اشکالات پژوهش حاضر و بهبود فرایند پژوهش و تدقیق نتایج در موردها مشابه، ارائه می گردد.

 

واژگان کلیدی: شهرسازی، هویت، کالبدی، بافت تاریخی، اردبیل

 

فهرست مطالب

فصل اول: کلیات پژوهش… 1

1-1-اظهار  مساله پژوهش… 2

1-2-سوالات پژوهش… 4

1-3-فرضیه های پژوهش… 4

1-4-اهداف پژوهش… 4

1-4-1-کاربردهای متصور از پژوهش.. 5

1-4-2-اهداف کاربردی پژوهش… 5

1-5-تعاریف و مفاهیم مربوط به پژوهش… 5

فصل دوم:دیدگاه های نظری پژوهش… 27

2-1-مقدمه. 28

2-2-هویت.. 29

2-2-1-هدف بشر از زندگی و ساختن.. 30

2-2-2-اصول بشر ساز و بشر اصول پرداز. 31

2-3-هویت بخشی به بافت های محله ها از دیدگاه نظریات مطرح شده 33

3-4-شکل گیری تفکر احیا و باززنده سازی.. 39

3-4-باززنده سازی محلات با پیشینه ی تاریخی.. 42

3-4-1-شناخت موقعیت ها 43

2-4-2-مراحل باز زنده سازی معماری.. 44

2-5-پیشینه پژوهش.. 50

فصل سوم: روش شناسی پژوهش و شناخت محدوده مورد مطالعه.. 57

3-1- مقدمه. 58

3-2- روش پژوهش.. 58

3-2-1- ابزار اندازه گیری و چگونگی سنجش متغیرها در پرسش نامه. 60

3-2-2- پایایی و روایی ابزار اندازه گیری.. 60

3-2-3- جامعه آماری.. 61

3-2-4- تعیین حجم نمونه و روش نمونه گیری.. 61

3-2-5- محیط پژوهش… 62

3-2-6-روش تجزیه و تحلیل داده ها 62

3-2-7- تجزیه و تحلیل توصیفی داده ها 63

3-3- معرفی شاخص ها موثر در هویت بخشی کالبدی شهر بافت تاریخی شهر اردبیل. 63

3-4- مطالعه و شناسایی محدوده مورد مطالعه. 65

3-4-1- تقسیمات سیاسی شهرستان اردبیل. 66

3-4-2- علل و عوامل پیدایش شهر اردبیل. 68

3-4-3- مطالعات کالبدی- فضایی.. 69

3-4-5- تعاملات بین بافت تاریخی و جدید شهر اردبیل. 70

3-4-5-1- تعاملات اجتماعی.. 70

3-4-5-2- تعاملات کالبدی و ساختاری.. 71

3-4-5-3- تعاملات فرهنگی.. 71

3-4-5-4- تعاملات اقتصادی.. 72

3-4-5-5- تعیین محدوده بافت با ارزش تاریخی.. 73

3-4-6- شناخت و معرفی ساختار قدیمی شهر تاریخی.. 75

3-4-7- مطالعه جایگاه بافت تاریخی در سازمان فضایی و ساختار کالبدی شهر امروز. 76

3-4-8- شناخت و تحلیل دگرگونی ها و تحولات ناشی از ساختار کالبدی شهر. 77

3-4-9-  کیفیت محیط شامل سیما و منظر و شهری بافت تاریخی.. 77

3-4-10-  سیما ومنظر شهر. 78

3-4-10-1- راه یا مسیر. 78

3-4-10-2-  لبه. 85

3-4-10-3-  گره یا تقاطع. 85

3-4-10-4- نشانه ها 86

3-4-10-5- محله ها 86

3-4-10-6- مبلمان شهری.. 94

3-4-10-7-  فضاهای عمومی و کیفیت آن ها در شهر اردبیل. 94

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل نمونه مورد مطالعه. 112

4-1- مقدمه. 113

4-3-2-توزیع فراوانی ها براساس سن پاسخگویان.. 115

4-3-3-توزیع فراوانی ها براساس تحصیلات.. 116

4-3-4-توزیع فراوانی ها برحسب سابقه کار. 117

4-4-آمار استنباطی.. 118

4-4-1- مطالعه گویه های سازنده متغیرها 119

4-4-2- آزمون فرضیه ها 126

4-4-2-1- نرمال بودن دادهها 128

4-5- جمع بندی و نتیجه گیری نهایی.. 138

فصل پنجم: جمع بندی، نتایج و دستاوردهای پژوهش… 140

5-1- مقدمه. 141

5-2- مختصری از فرآیند انجام پژوهش… 142

5-3- پیشنهادهای اساسی طرح بهسازی بافت کهن شهر اردبیل. 143

5-4- بحث و نتیجه گیری.. 148

5-5- دستاوردهای پایان نامه. 151

5-6- پیشنهادات پژوهشی و کاربردی.. 151

منابع. 153

 

 

 

 

فهرست نمودار

نمودار(3-1) : عوامل و معیارهای موثر در هویت کالبدی بخش تاریخی شهر اردبیل. 65

نمودار شماره(4-1). جنسیت فراوانی ها 115

نمودار (4-2) توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سن. 116

نمودار (4-3) توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تحصیلات.. 117

نمودار (4-4) توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تحصیلات.. 118

 

فهرست جداول

جدول شماره (4-1) توزیع فراوانی بر حسب جنسیت.. 114

جدول (4-2) توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سن. 115

جدول (4-3) توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب اندازه تحصیلات.. 116

جدول (4-4) توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سابقه کار. 117

جدول(4-5) درصد فراوانی هر یک از گویه های سازنده متغیر هویت شهری.. 119

جدول(4-6) درصد فراوانی هر یک از گویه های سازنده متغیر محلات قدیمی. 121

جدول(4-7) درصد فراوانی هر یک از گویه های سازنده متغیر فضاهای باز. 123

جدول(4-8) درصد فراوانی هر یک از گویه های سازنده متغیر میادین. 125

جدول 4-9 برآورد شاخصهای مرکزی و پراکندگی متغیرها 126

جدول 4-10-نتایج تست نرمال بودن توزیع متغیرها 129

جدول 4-11: ضریب پیرسون. 129

جدول4-12: تست دوربین واتسون. 130

جدول4-13: آماره های باقی مانده رگرسیون. 131

جدول4-14: برآورد اختصار مدل رگرسیونی. 131

جدول4-15: ضرایب وزنی رگرسیونی. 132

جدول 4-16: ضریب پیرسون. 133

جدول 4-17: تست دوربین واتسون. 133

جدول 4-18:  آماره های باقی مانده رگرسیون. 134

جدول 4-19: برآورد اختصار مدل رگرسیونی. 134

جدول 4-20:ضرایب وزنی رگرسیونی. 135

جدول 4-21: ضریب پیرسون. 135

جدول 4-22: تست دوربین واتسون. 136

جدول 4-23:  آماره های باقی مانده رگرسیون. 136

جدول 4-24: برآورد اختصار مدل رگرسیونی. 137

جدول 4-25: ضرایب وزنی رگرسیونی. 137

 

فهرست نقشه ها

نقشه شماره(3-1)  : تقسیمات موقعیت کشوری و استانی شهرستان اردبیل. 67

نقشه (3-2): ارتباط اصلی محلات، زیر محلات و بازار قبل از. 74

نقشه (3-3): (خیابان شماره 5 – مدنی) نقشه هوایی سال 1359 . 80

نقشه (3-4): خیابان پیرزرگر. 81

نقشه (3-5): معبر اوچ تکان. 82

نقشه (3-6): معبر تاوا 83

نقشه (3-7): محدوده محلات شهر اردبیل. 88

نقشه (3-8): محل قبرستان ها، بازار، نارین قلعه و باغ ملی. 89

نقشه (3-9): راسته ها و سراهای بازار. 91

نقشه(3-10) 92

نقشه (3-11): بازار بزاز ها و زرگر ها 93

 نقشه (3-12): قبرستان و محوطه اطراف جمعه مسجد 98

نقشه (3-13): پلان و مقطع جمعه مسجد 99

نقشه (3-14): نقشه عمومی ساختمان نهایی بقعه شیخ صفی الدین. 102

نقشه (3-15): نماهایی از مجموعه شیخ صفی. 103

نقشه (3-16): مسجد میرزا علی اکبر. 104

نقشه (3-17): امامزاده صالح. 105

نقشه (3-18):حمام حاج. 106

نقشه (3-19): حمام اوچ دکان. 106

نقشه (3-20): منزل آقای مناف زاده 109

نقشه (3-21): منزل آقای ابراهیمی. 111

 

فهرست شکل ها

شکل شماره(3-1) : نماهایی از شهر و بافت تاریخی شهر اردبیل………………………………………………… 75

شکل(3-2): معابر قدیمی در محلات تاریخی شهر اردبیل……………………………………………….  78

شکل(3-3): موقعیت مکانی ابنیه بار ارزش در بافت تاریخی…………………………………………….   96

شکل(3-4) : جمعه مسجد…………………………………………………………………………………… 97

شکل (3-5): مقبره شیخ صفی الدین………………………………………………………………………..  100

شکل (3-6): مقبره شیخ امین الدین جبراییل………………………………………………………………..  107

شکل (3-7):منزل آقای مناف زاده : حیاط شمالی وتزئینات آجری دیواره ای حیاط……………………..  110

شکل (3-8): نمای جنوبی ساختمان اصلی………………………………………………………………….   110

 

مقدمه

«هویت» در فضاهای شهری، یکی از موضوعات مهم در برنامه ریزی شهری و شهرسازی می باشد. هویت شهرها فضایی برای رشد و توسعه (کمال) بشر بوده و به عنوان یکی از ضروریات اکثر شهرهای بی هویت امروزی می باشد.

آسیبی دیگری که شهرهای امروزی متحمل می شوند، طریقه رو به رشد شهرنشینی به همراه رشد فیزیکی سریع و ناهنجار سکونتگاه های شهری و همچنین گسترش ساخت و سازهای نامتناسب شهری می باشد که موجب آسیب بیشتر به بافت های فرسوده تاریخی، بی هویتی شهر و تأثیر منفی بر ساکنین شهر شده می باشد. پس؛ بهسازی و نوسازی (حفظ) بافت های تاریخی که میراث ارزشمند تاریخی، فرهنگی، کالبدی و..؛ گذشتگان ما می باشد، به عنوان هویتی ضروری برای ادامه ی حیات شهرها مطرح می گردد.

بافت های تاریخی که دارای ارزش کالبدی و فرهنگی می باشند می توانند بهترین نشانه ی هویت شهری باشند، که برای هویت دادن به شهر، بافت تاریخی تأثیر مؤثر و بارزی را اعمال می نماید و در عین حال حیات و رشد این بافت مانع از بی هویتی و فرسودگی شهر از درون شده و توسعه بی رویه آن را محدود می کند. اهمیت و ضرورت حفظ آثار کهن نه به عنوان پدیده های نمادین، بلکه به دلیل شناخت سیر تحول و تکامل تاریخ شهرسازی و تمدن شهرنشینی، حفظ هویت و اصالت شهری و تبیین حیات ، شهری بر اساس شواهد و مدارک علمی همواره مورد توجه بوده می باشد (شعاعی و پوراحمد، 1384: 25).

الدورسی (1997-1931) معمار ایتالیایی از پیروان مکتب خردگرایی، معماری بناهای تاریخی را در بر گیرنده خاطرات، افکار و آثار نسل متعدد در گذشته می داند و تأثیر آن ها را در خلق هویت اساسی می داند.

شورای عالی معماری و شهرسازی ایران در تعریف بافت تاریخی شهری، اظهار می کند که: «بافت تاریخی شهری به عرصه هایی از محدوده قانونی شهرها اطلاق می گردد که به دلیل فرسودگی کالبدی و فیزیکی، عدم برخورداری مناسب از دسترسی سواره، تاسیسات، خدمات و زیر ساخت های شهری آسیب پذیر بوده و از ارزش مکانی، محیطی و اقتصادی نازلی برخوردارند» (شورای عالی شهرسازی و معماری ایران، 1383: 2). هدف از بهسازی و نوسازی بافت های تاریخی شهری، حفاظت بافت تاریخی و بناهای فرهنگی و همچنین پاسخ به نیازهای شهری می باشد و موجب می گردد خرابی های گذشته و آسیب های وارد بر بنا ترمیم شده و عملکرد جدید متناسب با نیازهای زندگی روز شکل گیرد.

 

 

 

فصل اول: کلیات پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-1-اظهار مساله پژوهش

جلوه های بارز هویت شهرهای تاریخی ایران دارای هویت کالبدی، عملکردی، تاریخی، فرهنگی، محیطی، طبیعی، دینی، انسانی، ملی و اجتماعی می باشد. هویت کالبدی این شهرها را می توان در سادگی، فشردگی، وحدت کالبدی و عملکردی، محله بندی، درون گرایی، هماهنگی، پیوستگی و تسلسل، مفهوم و معنا دید. هویت و ایجاد هویت در شهرها از طریق نمادهای طبیعی و انسانی یکی از موضوعات مهم در برنامه ریزی شهری و شهرسازی بوده و به عنوان یکی از ضروریات توسعه پایدار مطرح می گردد. رشد سریع و ناهنجار مراکز شهری، افزایش جمعیت شهرها و نیز گسترش ساخت و سازهای نامتناسب شهری، موجب زیان بیشتر به بافت های تاریخی و بی هویتی شهر و تاثیر منفی بر ساکنان شهر می گردد. پس حفظ بافت تاریخی به عنوان هویتی ضروری برای ادامه ی حیات شهرها مطرح می گردد. اهمیت و ضرورت حفظ آثار کهن نه به عنوان پدیده های نمادین، بلکه به دلیل شناخت سیر تحول و تکامل تاریخ شهرسازی و تمدن شهرنشینی، حفظ هویت و اصالت شهری و تبیین حیات شهری بر اساس شواهد و مدارک علمی همواره مورد توجه بوده می باشد (نوری نژاد، 1391: 32).

هویت کالبدی به معنای صفات و خصوصیاتی می باشد که جسم شهر را از غیر متمایز کرده و شباهتش را با خودی عیان می کند. این صفات به صورتی باشند که جسم شهر، در عین حفظ تداوم زمانی، در حال تحول و تکامل نیز باشد و در نهایت به پیدایش یک کل منجر گردد. هویت کالبدی از لحاظ مفهومی مترادف با اصطلاحات «شخصیت» و «حس مکان» می باشد.

معیارهای ارزیابی هویت کالبدی به تبیین زیر می باشد:

– فرق/تشابه، به معنای فرق از غیر و تشابه با خودی

– تداوم/ تحول، به معنی پیوند با گذشته و عدم انقطاع (تداوم معنی و ارزش های خودی) در عین نوآوری و خلاقیت با در نظر داشتن شرایط زمانه (خود ماندن اما همان نماندن)

– وحدت/ کثرت، به معنی پیوند بین اجزای متفاوت، ناهمگون و حتی متضاد، به گونه ای که در کنار هم یک کل را به وجود بیاورند. نظریه های زمینه گرایی و منطقه گرایی پایه نظری تفسیر و تشریح معیارهای فوق در حوزه های معماری و طراحی شهری هستند (میرمقتدایی، 1383: 2).

هویت مقوله ای هنجاری و ارزشی می باشد که لازمه ی بحث در خصوص آن ارزش گذاری و موضع گیری هنجاری می باشد. در بسیاری از متون تخصصی و پژوهش ها، مطالعه ی هویت در محیط مصنوع با در نظر داشتن نظریه های ادراک محیط و علوم رفتاری انجام شده می باشد. در این پژوهش ها، هویت به معنی احساس تعلق و «این همانی» با محیط در نظر گرفته شده و معیارهایی مانند احساس امنیت، خاطره انگیزی، حس معلق و وابستگی به مقصود ارزیابی هویت تدوین شده و به کار رفته اند (دانشپور، 1380).

در پژوهش حاضر قصد داریم عوامل تاثیرگذار بر هویت کالبدی بافت تاریخی شهر اردبیل را مورد مطالعه قرار دهیم. با وجود اینکه بناهای تاریخی شهر اردبیل تا حدودی مطالعه و معرفی شده، اما ساختار کالبدی این شهر تاکنون کمتر شناخته شده می باشد. این مسئله در خصوص اغلب شهرهای ما مصداق دارد، بطوریکه هنوز تاریخ شهرسازی جامعی در مورد شهرهای ایران وجود ندارد.

اردبیل از شهرستان های شمال غربی کشور می باشد و از سه بخش مرکزی (اردبیل)، هیر و سرعین و یازده دهستان تشکیل شده می باشد. از بناهای تاریخی این شهرستان می توان به دهکده آتشگاه، مسجد جمعه اردبیل، مقبره شیخ امین الدین جبرئیل، بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی، پیکره سنگی بابا داوود عنبران و بازار تاریخی اردبیل تصریح نمود. در این پژوهش به مقصود مطالعه های کالبدی، آغاز شناخت عناصر ساختار اصلی شهر اردبیل انجام می شود، مقصود از ساختار اصلی، مجموعه پیوسته ای می باشد مرکب از عناصر اصلی و فعالیت های اصلی شهر که فضاهای شهری آن یعنی میدان ها و خیابان ها را تشکیل می دهد. این عناصر در گروه عناصر طبیعی و عناصر مصنوع طبقه بندی می شوند. عناصر طبیعی عبارتند از ناهمواری ها، رودخانه، پوشش گیاهی و عناصر مصنوع عبارتند از ابنیه و مراکز فعالیتی، فضای سبز و باز شهری، شبکه راه ها. در ویژگی های عملکردی و فعالیت ها علاوه بر شناخت کارکردهای مختلف شهری عناصر، ابعاد اجتماعی- فرهنگی و ابعاد اقتصادی فعالیت ها نیز مورد مطالعه قرار می گیرند. در مطالعه ویژگی های بصری، نشانه های شهری و شبکه نمادین شهر نیز مطالعه خواهند گردید. 

 

1-2-سوالات پژوهش

سوالات مطرح در این پژوهش به قرار زیر می باشد:

– وجود فضاهای باز در بافت تاریخی شهر اردبیل تا چه اندازه بر هویت کالبدی این شهر تاثیر گذار می باشد؟ 

– آیا وجود محلات با قدمت زیاد در بافت تاریخی شهر اردبیل موجب هویت بخشی این شهر شده می باشد؟

– آیا وجود میادین قدیمی در بافت تاریخی شهر اردبیل تاثیر زیادی بر هویت کالبدی شهر داشته می باشد؟

– چگونه می توان محلات تاریخی شهر اردبیل را به فضای شهری با هویتی تبدیل کنیم؟

1-3-فرضیه های پژوهش

– وجود محلات با قدمت زیاد در بافت تاریخی شهر اردبیل موجب هویت بخشی به این شهر شده می باشد.

– وجود فضاهای باز در بافت تاریخی شهر اردبیل تاثیر زیادی بر هویت کالبدی شهر داشته می باشد.

وجود میادین قدیمی در بافت تاریخی شهر اردبیل تاثیر مهمی بر هویت کالبدی شهر داشته می باشد.

1-4-اهداف پژوهش

از نظر طبقه بندی بر مبنای هدف[1]، این پژوهش کاربردی[2] می باشد که پیامد آن به دست آوردن نتایج کاربردی در زمینه ی عوامل موثر بر هویت کالبدی بافت تاریخی شهر اردبیل می باشد. اهداف پژوهش حاضر با در نظر داشتن اظهار مسئله، به تبیین زیر می باشد:

– شناسایی عوامل تاثیرگذار بر هویت کالبدی بافت تاریخی شهر اردبیل

– مطالعه و شناخت ساختار کالبدی شهر اردبیل و سلسله مراتب کالبدی و فضایی و اجزای هویتی این شهر

–  ارائه ی راهبردهایی در جهت با هویت کردن بافت های قدیمی و تاریخی شهر اردبیل

1-4-1-کاربردهای متصور از پژوهش

مانند کاربردهای متصور از این پژوهش می توان به ارائه راهکارهایی به مقصود بهره گیری از امکانات بالقوه شهری که در بافت های تاریخی شهر اردبیل رها شده اند و مداخله در بافت های تاریخی به مقصود بهسازی، مقاوم سازی و استحکام بخشی این بناها تصریح نمود.  

1-4-2-اهداف کاربردی پژوهش

این پژوهش می­تواند توسط برنامه­ریزان شهری، شهرداری و مهندسین شهرسازی و کلیه محققان و پژوهشگران و دنشجویانی که در زمینه مشغول پژوهش و پژوهش می باشند؛ مورد بهره گیری قرار گیرد.

1-5-تعاریف و مفاهیم مربوط به پژوهش

  • بافت

گستره ای هم پیوند که از بناها، راه ها، مجموعه ها، فضاها، تاسیسات و تجهیزات شهری و یا ترکیبی از آنها تشکیل شده باشد، بافت نامیده می گردد(حبیبی،1386).

  • بافت تاریخی

بخش هایی از شهر که منعکس کننده ی ارزش های فرهنگی – تاریخی شهر بوده و از تعامل بشر و محیط پیرامون او در طول تاریخ به دست آمده می باشد، بافت تاریخی شهر نامیده می گردد. بافت تاریخی فقط یک مسئله کالبدی نیست، بلکه مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را نیز در بر می گیرد. خصلت اساسی کالبدی بافت تاریخی شکل گیری متناسب، مداوم، پیوسته، یکپارچه در طول تاریخ می باشد. در واقع بافت تاریخی بافتی می باشد که در طول زمان و براساس تجارب گذشتگان، طریقه تکاملی خود را طی کرده می باشد. بافت قدیمی از اوضاع توپوگرافی و اقلیمی، تاریخی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تاثیر گرفته و ساختار خود را با شرایط زمانی و مکانی وفق داده می باشد(همان).

 

  • روش های مواجه با بافت های تاریخی

حفاظت از میراث فرهنگی و آثار تاریخی به دوران پیش از میلاد مسیح باز می گردد. در دوران گذشته، اعتقاد و باورهای مردم، نگهداری و حفظ بناها و آثار با ارزش را تضمین می کرده می باشد. احیا و هویت بخشیدن به آثار با ارزش باعث رونق و پویایی گذشته خواهد گردید.

  • احیاء[3]

احیاء مجموعه اقداماتی می باشد که برای بازگرداندن حیات مجدد و یا زندگی مجدد به بنا، مجموعه و یا فضاهای شهری مورد نظر صورت می پذیرد.

 

  • بهسازی[4]

بهسازی بافت های فرسوده به مقصود بهبود کالبد که نتیجه فرسایش فعالیت شکل گیری یافته می باشد، در کوتاه مدت صورت می پذیرد. در واقع بهسازی زمانی انجام می شود که فرسودگی نسبی فضا از لحاظ عملکردی حاد شده باشد.

  • نوسازی[5]

نوسازی مجموعه اقداماتی می باشد که زمانی انجام می گیرد که فضای شهری، مجموعه بنا و محله از کارکردی مناسب و معاصر برخوردار بوده، اما فرسودگی نسبی کالبدی-فضایی سبب کاهش بازدهی و کارایی آن شده می باشد. ارزش های معماری بایستی حفظ شوند در هر حال وقتی صحبت از تک بناها مطرح باشد، آنها بایستی حفظ شوند و چنانچه بر سر هسته کامل بافت های با ارزش شهری باشد، بایستی جمله آنها به گونه کامل حفاظت و بهسازی شوند.(همان)

امروزه بافت های قدیمی یا متروک و تخریب شده یا بدون هیچ تفاوتی مانند بقیه نقاط شهر نوسازی می شوند، یعنی بدون اینکه ساختار شهریشان تجدید بنا گردد(حناچی،1387).

 

  • تجدید حیات[6]

برای بازگرداندن حیات مجدد و یا زندگی مجدد به بنا، مجموعه یا فضای شهری، این اقدامات انجام می شود. این اقدامات می توانند در سازمان کالبدی – فضایی صورت پذیرد و سبب حذف یا اضافه کردن بخش هایی از سازمان کالبدی – فضایی بافت کهن شوند، بی آنکه به کلیت آن خدشه ای وارد شده باشد معاصر سازی مورد نظر در این اقدامات، تمام عرصه های اجتماعی اقتصادی، فرهنگی و کالبدی را شامل می شوند.

ناهماهنگی محیط مصنوع در شهرهای امروزی و رشد بی رویه آن نه تنها ارزش کالبدی شهر را دستخوش تحولات ناخواسته و ویرانگر کرده بلکه تاثیر مستقیم و غیرمستقیم بر محیط و مناظر ارزشمند و امکان ادراک فضایی بشر نهاده می باشد. بسیاری از تصمیمات کالبدی در مقیاس شهرها، تاثیر مستقیمی بر تخریب بافت های کهن و با ارزش شهرها گذاشته می باشد. بافت های قدیم نیاز به تداوم حیات دارند و ارتقاء کیفیت اجتماعی در آنها بایستی مورد توجه قرار گیرد و این امر در گرو روز آمد کردن آنها با دید هویت فرهنگی می باشد(حناچی، 1387).

 

  • مرکز تاریخی شهر

برای بروز و حضور حیات مدنی که در عرصه های مختلف تاریخ همواره مکانی به نام مرکز تاریخی شهر وجود داشته می باشد که تأثیر مرکزیت شهر را اعمال می کرده می باشد (حبیبی، 1386).

 

  • فضای شهری

در تعریف فضای شهری بدون در نظر گرفتن معیارهای زیبایی شناختی و رفتار شناسی؛ می توان گفت که  فضای ما بین ساختمان ها-توده شهر- فضای شهری قلمداد می گردد. این فضاها از دیدگاه هندسی و کالبدی با بدنه های گوناگون شهری محصور می شوند(کریر،1383). پس تعریف کیفیت فضای شهری به عنوان یک فضای محصور در ارتباط با کیفیت تعریف بدنه های محصور کننده آن سنجیده می گردد.

تنها ویژگی های کالبدی و هندسی فضای شهری نمی تواند اجازه دهد تا اگاهانه فضای باز بیرونی را در عرصه شهر یک فضای شهری قلمداد نمود، بلکه حضور بشر و تعامل اجتماعی که در عرصه شهر صورت می پذیرد نقشی غیر قابل انکار در تداعی و تداوم معنای فضای شهری در ذهن مخاطب اعمال می نماید. بدون شک کیفیت بهره برداری از فضای عمومی شهر – رفتار اجتماعی – ارتباط مستقیمی با کیفیت شکل گیری تصویر ذهنی فرد از شهر و فضای شهری خواهد داشت. بنا بر این تعریف زمانی می توان فضای ما بین ساختمان های شهر را فضای شهری قلمداد نمود که شکل گیری و تکامل گونه های مختلف و متنوعی از عملکرد و رفتار اجتماعی در آن عرصه در ذهن مخاطب درک گردد. به اظهار دیگر فضای شهری بستر     شکل گیری فعالیت، رفتار و تعامل اجتماعی شهروندان در عرصه شهر خواهد بود(اصانلو، 1390).

 

  • هویت

در مطالعه واژه هویت از لحاظ لغوی، می توان گفت که:  «هو» به معنای او گرفته شده می باشد و به ذات خداوند تصریح دارد(دهخدا، 1375). هویت گاه بالذات و گاه بالعرض می باشد(معین، 1375). به بیانی دیگر هم دربردارنده کیستی بشر یا دیگر پدیده هاست و هم چیستی آنها(اکسفورد، 1999). همچنین هویت را چیزی که مخاطب و متکلم بتواند از طریق آن ارتباط مستقر کند، معنی می دهد.  هویت وجه فرق یک فرد از فرد دیگر و جامعه ای از جامعه دیگر می باشد. به تعبیری هویت کثرت را به تنوع نزدیک می کند و تنوع می باشد که زندگی را جذاب و زیبا می سازد (ابراهیمی و اسلامی، 1389).

در واقع هویت شخص چیزی نیست که در نتیجه تداوم کنش های اجتماعی فرد به او تفویض شده باشد، بلکه چیزی می باشد که فرد بایستی آن را به گونه مداوم و روزمره ایجاد کند و در فعالیت های بازتابی خویش مورد حفاظت و پشتیبانی قرار دهد(گیدنز، 1378). هویت را می توان به معنایی که بشر ها از طریق احساسات ذهنی از وجود هر روزه خود و ارتباطات گسترده اجتماعی کسب می کنند تعریف نمود(تابان، پشتونی زاده، 1389).

در تعریفی دیگر از واژه هویت آن را به معنای احساس تعلق و این همانی با محیط در نظر گرفته اند و معیارهایی هم زیرا احساس امنیت، خاطره انگیزی، حس تعلق و وابستگی به مقصود ارزیابی هویت تدوین شده و به کار رفته می باشد (بهزادفر، 1387).

هویت شهر، حالتی ذاتی و دروندادی داشته که در کالبد شهر تاثیر می گذارد(حبیب و همکاران، 1387) و به صورتی مستقیم در اندازه توفیق و اثرگذاری قابلیت های شهر موثر می باشد. اندازه تعلق فردی و اجتماعی به شهر و ساختار آن نیز موکد هویت شهری می باشد(ماجدی و احمدی، 1387).

  • هویت شهر

وجه فرق یک شهر از شهر دیگر هویت شهر می باشد و موجب حس تعلق مکانی شهروندان و مشارکت آنها در توسعه شهر می گردد. ایجاد و حفظ هویت برای شهر از طریق در نظر داشتن هماهنگی بین معماری و زمینه شهری اش امکان پذیر می باشد. همچنین در نظر داشتن فرهنگ ملی و سنت های قدیمی موجب پا بر جای و زنده ماندن تمدن شهری می دانند(حبیبی، 1386).

 

  • هویت مکانی فضا

حدی که یک نفر می تواند یک مکان را به عنوان مکانی متمایز از سایر مکان ها مورد شناسایی قرار دهد، هویت مکانی فضا می باشد. به طوری که شخصیت مشخص و منحصر به فرد داشته باشد. فضا زمانی برای ما دارای هویت خواهد بود که از طرفی بتوان آن را موجودی مستقل و عینی کرده و از طرف دیگر خود نیز به عنوان موجودی عینی در آن فعالیت و رفتار نموده و بالاخره بتواند ذهنیات ناشی از ادراک آن را با ذهنیات خود تطبیق دهد(لینچ، 1376).

زمانی که فرد شناخت و تسلط ذهنی بر فضایی داشته  باشد که بتواند ذهنیت به جا مانده آن عینیت و فضا را جزئی از وجود خود بداند و به معنای نمادین فرهنگی – اجتماعی آن واقف گردد. چنین حالتی احساس «این همانی» بیشتری میان شخص و فضا به وجود می آورد، زیرا فضا به نحو محسوس و ملموسی وارد زندگی فرد شده و امتزاج اش با زندگی روزمره سبب تداوم این همانی فرد با فضا شده، به طوری که این تداوم موجبات به وجود امدن عامل هویت و تثبیت آن را فراهم می کند.

 

  • هویت مکانی[7]و ارتباط آن هویت کالبدی

هویت مکانی بخشی از زیر ساخت هویت فردی بشر و حاصل شناخت های عمومی او درمورد جهان فیزیکی می باشد که در آن زندگی می کند (بهزادفر،1386).  به بیانی دیگر هویت مکانی احساسی در یک فرد یا یک جمع می باشد که به واسطه ارتباطشان با یک مکان برانگیخته می گردد. هویت کالبدی به معنای صفات بایستی به گونه ای باشند که جسم شهر، در عین تداوم زمانی، در حال تحول و تکامل نیز باشد و نهایتا به پیدایش یک کل منجر گردد (سفردوست، 1384: ص 286).

نوربرگ شولتز[8] در خصوص هویت مکان[9] خاطر نشان می سازد: «مکان ها» [10]لزوما همان چیزی هستند که بایستی باشند و دخل و تصرف انسانی در آنها زمانی به خلق فضاهای قابل زندگی منجر می گردد که حال و هوای حاکم بر فضا را تشخیص دهد و در راستای آن حرکت کند(والمسلی[11]، 1990). اما هویت مکانی احساسی در یک فرد یا یک جمع می باشد که به واسطه ارتباطشان با یک مکان برانگیخته می گردد. نمونه ای از اهمیت و تبلور هویت مکانی در فرهنگ ایرانی، فراوانی نام های خانوادگی مرتبط با مکان می باشد؛ نام هایی زیرا تهرانی، یزدی، کاشانی و.. نشان می دهد که مردم مایل اند ازطریق نام، هویت مکانی خود را به دیگران معرفی کنند(رضازاده، 1381). در واقع هویت مکانی محصول تداوم هویت مکان و تبدیل شدن آن از امری بیرونی به مساله ای درونی می باشد(قاسمی، 1383).

هویت مکانی، از طریق مشخصات کالبدی و فعالیت هایی که در آن مکان انجام می شود، شکل می گیرد. این تقسیم بندی به روشنی قابل درک می باشد. به عنوان مثال شهر را می توان به صورت مجموعه ای از ساختمان ها و اجزای کالبدی درون آن همان گونه که به وسیله یک تصویر هوایی به نظر می آید، دید. بیننده ای که در این شهر حضور عینی داشته باشد می تواند از نزدیک فعالیت ها را در این زمینه کالبدی نظاره کند. اما شخصی که در این ساختمان ها و فعالیت ها را تجربه می کند، چیزی بیش از این می بیند، که به صورت زشت-زیبا، کارآمد-بی فایده، خانه، کارخانه، لذت بخش، بیگانه-آشنا و به گونه کلی واجد معنا درک می شوند(رلف[12]،1976).

  • عنصر ساختاری هویت شهری

با در نظر داشتن اینکه هویت یک شهر دارای ابعاد مختلفی می باشد و می توان آن را از جنبه های مختلف کالبدی، اجتماعی، تاریخی، جغرافیایی، کارکردی و اقتصادی مورد مطالعه قرار داد، بدیهی می باشد که در شرایط مکانی و زمانی مختلف، زمینه های متفاوتی برای هویت یک شهر مقصود گردد که هر کدام نیز دارای تعاریف و ابعاد خود باشند. این زمینه ها را می توان در دو بعد کلی وابسته به مکان و ساکنان شهر اظهار نمود؛ نظیر هویت شهروندی، هویت اجتماعی، هویت اقتصادی، هویت فضای شهری و…؛ در واقع شکل گیری هویت یک شهر تحت سه عامل کلی قرار دارد:

  • فرهنگ شهری
  • شکل طبیعی
  • کالبد مصنوع شهر و سیمای ظاهری آن
  • هویت کالبدی[13]

هویت کالبدی ویژگی هایی می باشد که شهر را غیر متمایز کرده و شباهتش را با خودی عیان می کند. این صفات بایستی به گونه ای باشد که جسم شهر، در عین حفظ تداوم زمانی، در حال تحول و تکامل نیز باشد و نهایتا به پیدایش یک کل منجر گردد. لویتکا در تعریفی هویت مکانی را آن قسمت از هویت شخصی می داند که در ارتباط با محیط فیزیکی می باشد(لویتکا[14]، 2008: 211).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه ارشد : ارزیابی GIS مبنای آسیب‌پذیری مساکن شهری در برابر زلزله

پس در تعریف هویت کالبدی می توان گفت؛ هویت کالبدی به معنای صفات و خصوصیاتی می باشد که جسم شهر را از غیر متمایز کرده و شباهتش را با خودی عیان می کند. این صفات بایستی به گونه ای باشند که جسم شهر، در عین تداوم زمانی، در حال تحول و تکامل نیز باشد و نهایتا به پیدایش یک کل منجر گردد. در این تعریف، معیارهای ارزیابی هویت کالبدی نیز مستترند. پس می توان سه ویژگی فرق آن از غیر و تشابه آن با خودی، دوم؛ حفظ تداوم در عین تحول و سوم؛ حفظ وحدت در عین کثرت را مهم ترین صفات برای هویت کالبدی یک شهر دانست. از میان سه معیار فوق، فرق از غیر و تشابه با خودی از همه مهم تر بوده و اصل زیربنایی به شمار می رود. دو معیار بعدی اجزاء و زیر مجموعه آن محسوب شده و تابع هستند.

هویت مقوله ای هنجاری و ارزشی می باشد که بحث در مورد آن مستلزم ارزش گذاری و موضع گیری هنجاری می باشد. در بسیاری از متون تخصصی و پژوهش ها، مطالعه هویت در محیط مصنوع با در نظر داشتن نظریه های ادراک محیط و علوم رفتاری انجام شده می باشد. در این پژوهش ها، هویت به معنای احساس تعلق و این همانی با محیط در نظر گرفته شده و معیارهایی زیرا احساس امنیت، خاطره انگیزی، حس تعلق و وابستگی به مقصود ارزیابی هویت تدوین شده و به کار رفته اند(دانشپور،1379).

کتاب سیمای شهر لینچ یکی از مطالعاتی می باشد که بر مبنای اصول روانشناسی گشتالت انجام شده و با در نظر داشتن مفهوم خوانایی و معنی به اظهار هویت شهری می پردازد. لینچ خوانایی را چنین تعریف می کند، غرض ما از خوانایی این می باشد که به آسانی اجزا شهری را بتوان شناخت و بتوان آنها را در ذهن، در قالبی به هم پیوسته به یکدیگر ارتباط داد(لینچ، 1374: 12).

به تعبیری دیگر خوانایی ناشی از شکل گیری تصویر واضح محیط در ذهن ناظر می باشد. او در تعریف معنی به عنوان یکی از محورهای پنج گانه ارزیابی یک شهر خوب نیز رویکرد مشابهی اتخاذ می کند. طبق تعریف، معنی اینکه شهر تا چه اندازه می تواند به وضوح درک شده از نظر ذهنی قابل شناسایی باشد و ساکنین آن، آن را در زمان و مکان به تجسم درآوردند و تا چه اندازه آن ساختار ذهنی با ارزش ها و مفاهیم جامعه قابل شناسایی باشد و ساکنین آن، آن را در زمان و مکان به تجسم درآورند و تا چه اندازه آن ساختار ذهنی با ارزش ها و مفاهیم جامعه در ارتباط باشد و ساکنین آن، آن را در زمان و مکان به تجسم درآورند و تا چه اندازه آن ساختار ذهنی با ارزش ها و مفاهیم جامعه در ارتباط می باشد. یعنی انطباق محیط با توانایی های احساسی و ذهنی و ساختارهای فرهنگی(لینچ، 1376: 152). در این تعریف، علاوه بر معیارهای سنجش خوانایی تجسم و شناسایی شهر در اذهان ساکنان انطباق تصویر ذهنی مذکور با ارزش ها و مفاهیم جامعه-یا خودی بودن-نیز مورد نظر می باشد.

 

  • انسجام اجتماعی

انسجام، توافق در اهداف، ارزش ها و توجه ها می باشد و در فرآیندی اجتماعی متولد می گردد و محصول کنش عقلانی و مختارانه می باشد. استمرار و پایداری حیات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی یک جامعه در گرو انسجام و همبستگی بین اجزاء و عناصر سازنده ساختار اجتماعی می باشد. این مفهوم تأکید بر فرایندی می باشد که در طی آن با ایجاد تغییراتی در حوزه های گرایشی، ادراکی، ارزشی، قابلیت ها و باورهای بشر ها، کنش ها و رفتارهای خاصی در مقصود از انسجام، احساس پی خواهد داشت که مناسب توسعه می باشد (ازکیا، 1380: 20).

در واقع انسجام اجتماعی، مسئولیت متقابل بین چند نفر یا چندگروه می باشد، که از آگاهی و اراده برخوردار باشند (نوابخش و همکاران، 5:1388). انسجام اجتماعی، مرکزی ترین مسئله جامعه شناسی در گذشته و حال بوده(کلانتری و فرهادی، 112:1386) نوعی سرمایه اجتماعی محسوب شده (اختر محققی14:1385) و دلالت بر توافق جمعی میان یک جامعه دارد (افروغ، 140:1378). دورکیم معتقد می باشد انسجام اجتماعی، عاطفه جمعی عمیق، بیشتر در مناسک جمعی (مثل اعیاد و مراسم ملّی و مذهبی و غیره) به وجود می آید و بدین نحو موجبات افزایش و تحکیم انسجام اجتماعی را فراهم می کند(چلبی، 22:1372 )، که نمی توان با اقدام از بالا به پایین دولت یا با توسل به سنت آن را تضمین نمود (گیدنز، 1378: 43 ).

 

  • هویت و ارتباط با جغرافیا

جغرافیا، با بک توجه نظام مند، بازیابی و حفظ هویت را از طریق در نظر داشتن مجموعه ای از واقعیات مکانی- فضایی جستجو می کند. به بیانی دیگر، از این دیدگاه در نظر داشتن واقعیت های اجتماعی- اقتصادی، فرهنگی و محیطی در ساخت فضاهای شهری نیاز اولیه برای تعریف و حفظ هویت می باشد و هویت کالبدی در فضاهای شهری بصورت منفرد قابل شناسایی نیست، بلکه هویت زمانی وجه واقعی به خود می گیرد که تمامی عناصر کالبدی در ارتباط با هم یک فضای کارکردی خاص بیافرینند که از بر هم کنش این مجموعه هویت در فضا شکل می گیرد. همان گونه که اظهار گردید؛ از مهم ترین جنبه های شکل دهنده هویت، جنبه کالبدی آن می باشد. در ارتباط با مسئله هویت محیطى، صاحب نظران مختلف عقاید خود را اظهار داشته اند و مؤلفه هاى مختلفى براى این مفهوم در نظر گرفته اند. در تعریفی؛ بعد کالبدی هویت البته از نگاه جغرافیایی، اظهار شده می باشد؛ توجه مثبت به آب و خاک، دلبستگی و تعلق خاطر به مکان و تفاوت قائل شدن بین مکان زندگی خود با دیگرمکان ها از مهم ترین اصول سنجش هویت جغرافیایی یا مکانی می باشد (ابوالحسنی، 74:1388).

دو کاربرد مهم هویت از نگاه لینچ عبارت می باشد از: اول؛ کارکردى که می توان آن را حس تشخیص نامید. به عبارتى هویت به بشر قدرت تشخیص می دهد و به وى کمک می کند که بتواند محیط را بخواند و     پیش بینى کند. اگرمحیط فاقد هویت یعنى حس تشخیص و فرق باشد محیط قابل خواندن نیست. دوم؛ لینچ براى هویت محیط، عملکرد عاطفى هویت از دیدگاه حاجیانی شاخص های بعد جغرافیایی(مکانی) محیط می باشد(پاکزاد، 1375: 104). توجه مثبت به مکان زندگی و ارجحیت داشتن مکان مورد نظر به تمامی مکان ها می باشد(حاجیانی، 202:1379).

  • محله

در تعریفی از محله آمده می باشد: «مکان یا بخش قابل تفکیکی از یک منطقه شهری منطقه ای مرکب از کاربری های مختلف که به صورت ساختار شهری به حالت یکپارچه در آمده می باشد» (کون[15]، 2005: 54). همچنین می توان از محله به عنوان سلول زندگی حیات شهری یاد نمود،  محله نهادی می باشد که از طریق آن افراد و موضوعات می توانند توانایی برای فعالیت اولیه به وسیله یک تعامل موثر فردی و جمعی را درون آن و یا از ورای آن به اجرا در آورند. محله را می توان با در نظر داشتن شاخص های فراوانی تعریف نمود:

  • مرزها و محدوده ها(مناسبات اداری)
  • ویژگی های بارز و قدمت توسعه(زیبایی شناسی)
  • از دید و نگاه ساکنان در منطقه (اجتماعی)
  • به وسیله محدوده خدماتی (عملکردی)
  • به وسیله فضاهای با ترافیک آرام و روان و کیفیت بالای زیست محیطی(زیست محیطی) (بارتون[16]، 2003: 16-17).

از طرف دیگر، محله می تواند به عنوان یک شبکه ی اجتماعی معرفی گردد و می تواند پایه و اساس فعالیت های اجتماعی باشد. در نتیجه محله یک هویت اجتماعی مکانی می باشد، قلمرویی که دارای محدودیت های مشخص شناخته شده توسط ساکنان آن می باشد. در چنین قلمرویی، تقابل رسمی و غیر رسمی و شناخت همسایگی رخ می دهد، کاربری روزانه خدمات محله توسط ساکنین و آگاهی آنان در مورد تصویر محله به عنوان بخشی از هویت اجتماعی شان نیز به وابستگی میان مکان و فضا تصریح دارد. محلات همچنین روی شرایط گوناگون اجتماعی، اقتصادی، تاریخی و بوم شناختی تاکید دارد، شواهد براین نکته تاکید دارند که جامعه محلی به گونه انتخابی، ویژگی های سازمانی موضوعات اجتماعی و واکنش های اجتماعی را که درجامعه گسترده شده اند به وجود می آورد(لوئیس[17]، 1989: 316).

  • بافت فرسوده

بر طبق تعریف شورای عالی شهرسازی و معماری ایران، مبنای شناسایی بافت های فرسوده، بلوک های شهری می باشد که بیش از 50 درصد قطعات آن بایستی مشمول سه معیار اصلی ذیل باشند:

  • ناپایداری: معرف فقدان سیستم سازه ای مناسب و غیرمقاوم بودن ابنیه، به ویژه در هنگام وقوع زلزله می باشد؛ که در زمان احداث آنها رعایت موازین فنی و مقررات ملی ساختمان نشده می باشد.
  • نفوذ ناپذیری: معرف عدم دسترسی های مناسب و عدم وجود معابر با عرض کافی برای حرکت سواره می باشد؛ به طوریکه عمده عرض معابر در آنها درحال حاضر کمتر از 6 متر می باشد.
  • ریز دانگی: معرف فشردگی بافت ،کوچکی و کثرت قطعات با مساحت اندک می باشد ؛ که طبق ضابطه مذکور، قطعات زیر 200 متر مربع را شامل می گردد.

این تعریف از بافت فرسوده نشان دهنده ی این مطلب می باشد که نگاه و در نظر داشتن بافتهای فرسوده شهری، تنها نگاهی کالبدی و فاقد جامعیت می باشد، زیرا که نارسایی های عملکردی، زیست محیطی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی از دیگر ابعادی می باشد که بایستی متناسب و همزمان با مسائل کالبدی مورد توجه جدی قرار گیرد.

  • باز زنده سازی

باز زنده سازی در بافت های فرسوده شهری، با هدف تقویت حس شهروندی و تعلق به مکان در قلمروهای متنوع و معنی دار شهری مانند محلات مختلف و ایجاد حیات (زندگی) شهری با بهره گیری از عناصر و ویژگی های هویت بخش و با مشارکت حداکثری ساکنان بافت های آسیب دیده در هرگونه اقدام می باشد.

برای باز زنده سازی آغاز بایستی بنا را به عنوان میراث فرهنگی بشناسیم پس در این راه داشتن درک درست از مفاهیمی زیرا میراث و فرهنگ و در کنار هم میراث فرهنگی کمک شایانی به ما خواهد نمود. فرهنگ را در یک تعریف مختصر می توان مجموعه ای از تمام ویژگی های عاطفی، فکری و معنوی دانست که هر گروه اجتماعی یا جامعه ای را مشخص می کند(زرشکن عابد، 1388). از سویی دیگر میراث یعنی آن چیز که که از گذشته به ارث رسیده و عموما با تداعی گذشته همراه می باشد و معمولا مترادف با ارزش بوده می باشد و میراث فرهنگی آن قسمت از اثر تاریخی که بیانگر ارزش آن می باشد اعم از ارزش هنری، تاریخی، عملکردی و … عنوان میراث فرهنگی پیدا می کند(مردمی و محمد مرادی، 1387).

حفظ آثار گذشته و باز زنده سازی آن امروزه به یک علم فراگیر در سطح جهانی تبدیل شده می باشد به گونه ای که ایکوموس[18]موسسه بین المللی بناها و سایت های تاریخی؛ منشورهایی از قبیل منشور ونیز(1966)، منشور فلورانس(1982)، و منشور بورا (1981) را در راستای حفظ بناهای تاریخی و ارزش گذاری فرهنگی آن تدوین نموده می باشد که شامل دستورالعمل ها و شیوه های مرمت بناهای یاد شده می باشد.

زمانی که سخن از باز زنده سازی یک بنا یا بافت فرسوده شهری می باشد هدف اصلی چیزی می باشد فراتر از اقدامات کالبدی و فضایی. در این فرآیند کوشش می گردد بین گذشته و حال و آینده بنای تاریخی پیوندی خلاق ایجاد گردد.آن چیز که در این مسیر همواره بایستی مد نظر داشت حفظ ارزش های مادی و معنوی اثر تاریخی می باشد. معاصرسازی یک بنا یا مجموعه تاریخی از دیدگاه مادی بدین معناست که در بخش های مختلف اثر به گونه ای دخل و تصرف گردد که بین ارزش های والای معاصر و ارزش های پایدار کهن گفتگوی خلاقانه ای ایجاد گردد. به تعبیری اقدامات انجام شده زودگذر و مقطعی نباشد. معاصرسازی از لحاظ معنوی بدین معناست که با اقدامات کارآمد و مناسب میراث مادی و فرهنگی به جا مانده از دوران گذشته را تبدیل به ثروت مادی و فرهنگی کنیم(عالی و تاجیک، 1388).

  • هویت محله ای

هویت محله ای در واقع، نوعی احساس تعلق به یک محله مسکونی، می باشد که از زمان اختراع ابزار مدرن حمل ونقل و ارتباطات جهانی، این حس تعلق به مکان و روابط همسایگی (جدا از روابط خانوادگی و خویشاوندی) که نزدیک ترین و مناسب ترین راه تشکیل جامعه را فراهم آورده می باشد اهمیت خود را کم کم از دست داده می باشد. نقشی که محله در این عصر جدید بازی می کند تغییر کرده می باشد و قضیه ای که یک مکان با هویت محله ای قوی و محکم باعث تضمین جامعه ای قوی گردد مستلزم بازبینی می باشد. در گذشته (محله) از طریق مکان های عمومی مرکزی مشخص می شدند که کانون تشکیل جلسات سنتی مثل بازار یا میدان شهر بودند، این اماکن، محل ملاقات دوستان و همسالان بودند، اما امروزه فن آوری ارتباطات در همه جا، چالش هایی را در جهت شناخت مطلوب، (مکان عمومی) به وجود آورده می باشد. هویت محله ای و احساس تعلق، دیگر خیلی کمتر ازآجرها ومصالح به کار رفته در ساختمان ها مشتق می گردد(فوث[19]،2004: 8-9).

همچنین هویت را می توان حاصل توافق میان فرد و پدیده مورد ارزیابی تعریف می کند بر این مبنا، هویت مفهومی نسبی می باشد که یک سرآن به بشر بر می گردد و سر دیگرش درمحیط تعریف می گردد(قاسمی، 1383: 69-70). که شرط هویتمندی آن محله را می توان موردها زیر ذکر نمود:

  • تعلق مکانی ساکنان محله به محیط زندگی شان
  • خاطره ای که در ذهن ساکنان از محله بر جای مانده می باشد
  • خاطرات جمعی که در حافظه جمعی ساکنان از محله بر جای مانده می باشد.
  • حس تعلق خاطر افراد به محله خود شان.

درتعریفی دیگر، هویت مکان، بخشی از هویت شخصی تعریف می گردد هویت مکان در اثر تجربه مستقیم محیط فیزیکی رشد می یابد. پس بازتابی از وجوه اجتماعی وفرهنگی مکان می باشد ارتباط ی میان بشر ومکان دو طرفه می باشد زیرا کنش و خواست انسانی معنی را به فضا مرتبط می سازد(والمسلی[20]، 1990: 64).

  • هویت معماری

اکثر مردم حضور در یک فضای خاص را تجربه کرده اند، آن را ارج می نهند و از فقدان آن متأثر می شوند. حس کردن جهان لذتی خاص دارد. مکان های معنی دار و قابل درک تکیه گاه مناسبی هستند که خاطرات شخصی، احساس ها و ارزش ها بر آن تکیه می کنند. هویت مکانی پیوند نزدیکی پیدا می کند با هویت شخصی، اینکه «من اینجا هستم»، حکایت از «من هستم» می کند(لینچ، 1381).

در ارتباط با مسئله هویت محیطی، صاحب نظران مختلف عقاید خود را اظهار داشته اند و مولفه های مختلفی برای این مفهوم در نظر گرفته اند.واز نظر راپاپورت، هویت قابلیت تمیز و تشخیص عنصری از عنصر دیگر می باشد. او هویت را خصوصیتی از محیط می داند که در شرایط مختلف تغییر نمی کند. این خصوصیات می تواند خصوصیات فیزیکى محیط نظیر شکل، ابعاد، تزیینات، سبک ساختمانى و … باشد، یا فعالیت هاى خاص جارى در محیط و یا عملکرد هاى یک محیط.

به عقیده الکساندر، هویت در محیط هنگامی تجلى می کند که ارتباط طبیعى و منطقى بین فرد و محیط حاصل شده باشد. وى معتقد می باشد که بین فرد و محیط زندگى اش ارتباط و احساس تعلق خاطر به وجود نخواهد آمد مگر آنکه قادر به شناخت عمیق و تشخیص آن باشد و توان درک فرق آن نسبت به محیط هاى دیگر را نیز داشته باشد، و بداند در چه زمانى و به چه صورت پاسخ مناسبى به کنش هاى انجام یافته در آن محیط بدهد.

از نظر »والتر بور»، هویت همان تفاوت های کوچک و بزرگی می باشد که باعث بازشناخت یک مکان و خوانایی محیط می گردد و حس دلبستگی و حساسیت محیط را به وجود می آورد. خاص بودن هر محیط به معنی اجتناب از یکنواختی، وجود تنوع و جذابیت می باشد و در چگونگی قرارگیری فضاها و طرز دسترسی به فضاها و در کاربری ها نیز می بایستی وجود داشته باشد. ولف معتقد می باشد که هویت محیط نتیجه کنش متقابل سه مورد می باشد که عبارت اند از:

  1. ترکیب ظاهر و کالبدی نماها؛
  2. عملکردها و فعالیت های قابل نظاره؛
  3. مفاهیم در محیط.

«گوردن کالن» بر اهمیت تفاوت هر محیط با سایر محیط ها تأکید دارد. او هویت را در نظر داشتن شخصیت فردی هر محیط و پرهیز از یکنواختی و تشابه محیط های شهری از طریق به جلوه در آوردن ویژگی های خاص هر محیط تعریف می کند(دانشپور، 1380: 55). در واقع معماری خود به خود پدیده ای می باشد که از صراحت در تعریف و تجزیه و تحلیل می گریزد و در دنیای پیچیده امروز این مقوله هویتی بس پیچیده تر و مبهم تر از گذشته یافته می باشد.

برای پرداختن به موضوع ایجاد معماری با هویت و نسبت معماری با هویت، می توان دو دیدگاه در مورد نگاه به معماری در نظر گرفت، نگاه اول نگاه عام می باشد که معماری را به معنای ساختن، تحدید فضا، ایجاد سرپناه و تعاریفی همانند این در نظر می گیرد که جایی برای بحث هویت در معماری باقی نمی گذارد. برای بازکردن بحث هویت در معماری بایستی از دیدگاه دیگری به مسئله نگاه نمود و بحث چیستی و کیستی معماری را از آن نقطه نظر مطرح نمود. اگر به معماری به عنوان یک اثر هنری نگاه کنیم و بشر را خالق اثر هنری در نظر بگیریم از آن جهت که بشر مدعی می باشد که می تواند حقیقت هستی را کشف کند و آن را در اثر هنری متجلی سازد و به اظهار آورد و اثر هنری حاصل فهم بشر و تجلی حقیقت کشف شده از سوی اوست، می توان به بحث هویت در معماری پرداخت.

معمولاً هویت یک اثر معماری را با اندازه ایده ها و اثرات برگرفته از ویژگی های فرهنگی موجود در آن اثر می سنجند. این روش با آنکه از یک صحت نسبی برخوردار می باشد اما در جاهایی ناکافی و گمراه کننده نیز می گردد.

با در نظر گرفتن فاکتور کارکرد، بهتر می توان ارزیابی مسئله پرداخت،  و می توان آثاری را با هویت پیدا نمود که مستقل از میراث محیطی و فرهنگی مکان آن آثار باشد. از این رو عوامل دیگری نیز بایستی در تکوین هویت معماری مداخله داشته باشد تا فقدان چنان مهمی نتواند مهر بی هویتی بر موجودیت اثر معماری زند. این عوامل همان هایی هستند که تمام آثار والای معماری چه آنها که از پیشینیان بر جای مانده و چه آنها که معاصرند و چه آنهایی که با گذشته پیوند دارند و چه آنهایی که فن آوری را همچون نمودی از دنیای امروز و فردا ارائه می کنند به یک اندازه از آنها برخوردارند و عبارت اند از: زیبایی، دانش، اصالت طرح، جوهر طرح.

زمان نیز مولفه بسیار اساسى اما خارج از کنترل بشر می باشد و هر یک از عوامل فوق خود مقروض زمان هستند. از این رو اگر در جست وجوى هویت در معمارى امروز هستیم بایستی آن را در ارتباط با زمان حاضر سنجید.

  • فرهنگ و هویت

فرهنگ وظیفه هدایت و جهت دادن به رفتارها و فعالیت های انسانی را دارد و به عنوان روح و فضای زندگی تأثیر اعمال می کند. اگر این فضای زندگی (فرهنگ) تمایلات معنوی داشته باشد، تجلیات شکلی و کالبدی آن نیز هویتی معنوی را به نمایش خواهد گذاشت. پس از شرایط پایداری توسعه می توان به سازگاری با نیازها و آداب و رسوم و امیال زیستی اقوام تصریح نمود و آن را توسعه فرهنگی یا بومی پایدار نامید. در فرآیند تجلی کالبدی و عینی اندیشه و به تعبیری در طریقه تبدیل یک اندیشه و سامانه فکری به یک محصول که در خدمت آن اندیشه و صاحبان آن اندیشه باشد، می توان از سلسله مراتبی نام برد که با جهان بینی آغاز می گردد و با تولد فرهنگ و بالتبع تدوین سیاست ها و برنامه ها به تولید محصول عینی ختم می گردد که ناگزیر به عنوان مبین و مروج و نماد فرهنگ و جهان بینی خاستگاهش می باشد. پس می توان نتیجه گرفت که زمینه گرایی و ساماندهی کالبدی و ساختاری از راهکارهای افزایش هویت کالبدی شهرهاست(نقی زاده، 1387).

عواملی هم زیرا رشد و ارتقای کیفی فضاهای جمعی و فرهنگی، ظهور جلوه های جدید فرهنگی، حفظ و مرمت آثار تاریخی و فرهنگی، برنامه ریزی جهت خلق هدفمند نمادهای هویتی- فرهنگی و همچنین توسعه صنعت گردشگری، همه باعث افزایش سطح فرهنگ عمومی جامعه، ارتقای هویت وتشخص کالبدی و معنایی شهر و جذب سرمایه و دست آخر توسعه فرهنگی و پایدار می گردد؛ به طوری که هویت شهر یکی از پایه ها و مبنا افزایش حس تعلق و مشارکت شهروندان و نهایتاً توسعه پایدار می باشد(دهقانی و کریم زاده،1387).

  • مولفه های هویتی شهر

برای تقویت هویت شهر، از مشخصات و مؤلفه هایی مختلفی بهره گیری می گردد که دسته بندی مؤلفه های مربوطه در جهت تقویت هویت شهر ضروری می باشد. عناصر هویت یک شهر، همانند مولفه های شخصیتی بشر دارای دو ساحت عینی (کالبدی) و ذهنی (معنایی) می باشد

پس هویت منظر و سیمای شهری به مجموعه ویژگی های زیست محیطی، کالبدی و بصری گفته می گردد که بتوانند به صورت مجموعه عناصر چیره و غالب در کارکرد و سیمای شهر و محله “تداوم” یابند(بنتلی و همکاران،1389)

 

 

 

 

 

 

  • کیفیت و هویت

ساماندهی محیط کالبدی، یکی از عواملی می باشد که برای افزایش دلبستگی شهروندان به شهر و آگاهی عمومی آنان از محیط شهری ضروری می باشد. معیارهای کیفی سنجش فضا را می توان در سه بعد عملکردی، زیبایی شناختی(کالبدی) و زیست محیطی دسته بندی نمود که همگی در زیبایی و هویت محیط تأثیر اساسی دارند. هر یک از نظریه پردازان طراحی شهری، در نظریه های مختلف خود از زوایای گوناگون به موضوع کیفیت فضای شهری و مکان ها پرداخته اند. این کیفیت های فضایی به اختصار عبارتند از: نفوذ پذیری و دسترسی، تنوع کاربری ها و افزایش حق انتخاب (گوناگونی)، نظارت عمومی و امنیت، انعطاف پذیری و انطباق پذیری (سازگاری)، نگهداری و کنترل فضاها (مدیریت فضا و مشارکت عمومی)، همه شمول بودن و تعاملات جمعی، تسهیل پیاده مداری، تناسبات بصری(زیبایی، هویت و انسجام کالبدی)، غنای حسی (روح مکان)، رنگ تعلق (حس مالکیت و مشارکت عمومی)(کارمونا و همکاران،1388).

  • هویت از دیدگاه اندیشمندان

«استورات هال» هویت را یک طریقه در حال شدن می داند که شناسنامه و عامل شناخته شدن می باشد(قطبی، 1387: 81). هویت عامل شناسایی فرد از افراد، شیء از اشیاء و گروه از سایر گروه ها به حساب می آید. چارلز جنکز معتقد می باشد: هویت طبقه بندی اشیا و افراد و مرتبط ساختن خود با چیزی یا کسی دیگر می باشد(تاجیک، 1384: 2-11). به تعبیری دیگر هویت محملی برای قرارگیری مسئولیت می باشد. همچنین می توان از آن به عنوان لایه ورود پدیده ها به شامل شدن در یک اجتماع دانست.

هویت با عبارات مشابهت و تفاوت نیز ارتباط دارد، «کاترین وودوارد» معتقد می باشد که هویت از طریق تشابه ارزیابی می گردد؛ تشابه با بشر هایی مثل ما و تفاوت با آنهایی که مثل ما نیستند(میرمقتدایی، 1383: 32). از این رو واژه هویت مستلزم درک دو معنای متضاد می باشد؛ دو معنایی که در تقابل های دوگانه پیش روی هم قرار می گیرند اما در واقع تکمیل کننده ی یک مفهوم به نام هویت هستند. این دو معنا شباهت و تفاوت می باشند؛ شباهت درون گروهی در عین تفاوت برون گروهی. این کیفیت به مفهوم متباین بودن در عین هماهنگی نیز شباهت دارد و می توان آن را فرق از غیر و تشابه با خودی دانست(همان). هویت به گونه ضمنی بیانگر این حقیقت می باشد که هر پدیده از طریق بروز بعضی صفات عینی و ذهنی، شباهت خود را با گروهی از اشیاء و تفاوتش را از گروهی دیگر نشان می دهد. از این رو هویت عامل شناسایی پدیده در ضمن داشتن دو مفهوم تفاوت و شباهت معرفی و تبیین می گردد.

«کریستوفر الکساندر»، هویت را تجسم کالبدی کیفیت های بی نام در بناها می داند،کیفیت هایی که مبنای اصلی حیات و روح هر بشر، شهر، بنا و یا طبیعت بکر هستند، اما نمی توان نامی بر آنها گذاشت (الکساندر،1381: 457).

کالن بر اهمیت تفاوت هر محیط با سایر محیط ها تاکید دارد. او هویت را در نظر داشتن شخصیت فردی هر محیط و پرهیز از یکنواختی و تشابه محیط های شهری از طریق به جلوه در آوردن ویژگی های خاص هر محیط تعریف می کند. از نظر راپاپورت هویت قابلیت تمیز و تشخیص عنصری از عنصر دیگر می باشد. راپاپورت در زمینه مسئله هویت راه حل هوشمندانه ایی را ارائه می دهد و هویت عمومی و خصوصی را تبیین می کند(فن مایس، 1384: 167):

دارا بودن هویت خصوصی به معنای تفاوت برون گروهی می باشد. در حالی که هویت عمومی به معنای داشتن تشابه درون گروهی می باشد. پس دارا بودن هویت مستلزم داشتن دو کیفیت تفاوت و تشابه خصوصیات، به گونه همزمان می باشد؛ این خصوصیات بایستی به گونه ایی باشند که جسم شهر در عین تداوم زمانی، در حال تحول و تکامل نیز باشد و نهایتا به پیدایش کل منجر گردد(میرمقتدایی، 1383: 35).

  • ارتباط هویت و تقلید

تقلید از آثار گذشته یکی از مفاهیمی می باشد که با شنیدن واژه هویت به ذهن متبادر می گردد در حالی که هویت با تقلید از گذشته متفاوت می باشد زیرا که در بهره گیری از آثار گذشته اگر اشکال و فرم ها به گونه اختصار و جسد گذشته تکرار شوند نامی غیر از واپس گرایی را نخواهند پیدا نمود(نقی زاده، 1379: 90).

در حالی که هویت در بناها نه ناشی از تاریخی بودن و نه ناشی از ابتدایی بودن طریقه احداث آن هاست، تنها ملازمت و همراهی ضرورت ها اهمیت دارد. هگل نیز ساخت دوباره بناهای تاریخی را متمایز از هویت می داند و معتقد می باشد: رویدادهای تاریخی همیشه دو بار روی می دهد: بار اول به صورت تراژیک و بار دوم به صورت کمیک و هر کوششی برای تکرار آگاهانه صورت های تاریخی گذشته غیر از به صورت دوم نخواهد بود(آشوری، 1384: 84). به علاوه بهره گیری از سنت در آثار معماری نیز به معنای تکرار و تقلید آثار گذشته نبوده و بر اصول و مبانی نظری و فلسفی که خود نیز در حال تکامل هستند متمرکز می باشد(تقی زاده، 1379: 90). به تعبیر ادوارد سعید پرسش از هویت چگونه خود ماندن می باشد نه چگونه همان ماندن (مهدوی نژاد، 1383: 10). همان ماهیتی می باشد که در برابر زمان مقاومت می کند اما خود در زمان شکل می گیرد و بی آن ناپدید می گردد(رحیم زاده، 1379: 261-273).

 

 

 

 

  • ارتباط هویت ونوآوری

در بسیاری موردها هویت متضاد با نوآوری قلمداد می گردد. در حالی که نه تنها در تقابل با هم نیستند بلکه لازمه یکدیگرند، نوگرایی مطلوب، پذیرش اصول و ارزش های اصیل و فرهنگی و هویت بخش گذشته به همراه تجلی مطابق نیاز بشر و نیز بومی کردن هر آن چیز که که از سایر تمدن ها وارد شده و تزاحم با ارزش های فرهنگی جامعه ندارد، می باشد(نقی زاده، 1379: 90).

در واقع نوگرایی یافتن پاسخ مناسب زمان و مکان به خواسته های مخاطب از طریق بهره گیری از آراء و تجارب پیشینیان و تکامل بخشیدن آنها می باشد که همواره به گونه ضمنی به پویایی، تصفیه و تکامل مداوم فرهنگ و جامعه نیز توجه دارد. نوگرایی به دستاورد های علمی و فنی دیگران به عنوان وسیله و ابزاری برای تحصیل آرمان ها و اهدافی انسانی منبعث از باورها و فرهنگ ملی می نگرد و در صورتی که عامل تشخص و علامت برتری به شمار آید، تحصیل آن، نتیجه ایی غیر از حقارت جامعه را در پی نخواهد داشت(همان، 89).

البته نوآوری نیز با بدعت متفاوت می باشد. نوآوری آنگاه از جنس خلاقیت می باشد که جدید زاده موجود و مکمل آن باشد و آنگاه که جدید جایگزین موجود و متضاد با آن باشد از نوع بدعت خواهد گردید(حجت، 1384: 66) و هویت همخوانی نخواهد داشت. از این رو چیزی به دلیل متجدد بودن و یا تعلق به معماری گذشته مهم و ارزش نمی گردد بلکه درستی و صلابت طراحی می باشد که در کانون توجه قرار دارد. معماری شراب یا پنیر نیست که یکی به سبب کهنه بودن و دیگری به صرف نو بودن، عنوان بهتر بودن به خود بگیرد(نوحی، 1374: 609).

تداوم ارزش های خودی به معنای پیوند با گذشته و عدم انقطاع، در عین نوآوری و خلاقیت با در نظر داشتن شرایط زمانه که از آن به تحول دانسته می گردد، در راستای یکدیگر می توانند هویت کالبدی را شکل دهند(میرمقتدایی ، 1383: 29).

پس می توان به این نکته اذعان داشت که هویت در معماری نه صرف تقلیدی بودن می باشد و نه بدیع بودن. مفهوم هویت در معماری با نیازهای افراد مرتبط می باشد و زمان حال را شامل می گردد. هویت، مفهومی پویا می باشد که در گذر زمان دچار تحول می گردد و تاثیرپذیری از زمان و روح زمانه از ضرورت وجودی آن می باشد.

[1] Research by Purpose

[2] Applied Research

[3] Restoration

[4] Rehabilitation

[5] Renovation

[6] Revitalization

[7] Place identity

[8] Norberg-Schuls

[9] Identity of place

[10] Place

[11] Walmsley

[12] Relph

[13] Physical Identity

[14] Lewitka

[15] Cown

[16] Barton

[17] Louis

[18] ICOMUS

[19] Foth

[20] Walmsley

تعداد صفحه :141

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می گردد.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com