تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

کلیات پژوهش

      از آغاز تاریخ و با ظهور بشر در زندگی اجتماعی جرم یا بزه همواره وجود داشته می باشد. اما با گسترش روزافزون جوامع و پیدایش زندگی جدید اجتماعی و در پی آن ظهور و رشد انواع فناوری و اطلاعات و تغییرات مستمر و گوناگون در زندگی ظهور جرم یا بزه نیز به نوبه خود افزایش کمی و کیفی داشته می باشد. در این بین در نظر داشتن کودکان به عنوان تأثیر‌آفرینان صحنه جرم در قالب بزهکار و بزه‌دیده همواره مورد توجه دانشمندان و صاحب‌نظران و اساتید گوناگون علوم انسانی بوده می باشد.

      آنها همواره کوشیده‌اند تا با ارائه راهکارهای مفید علمی و مؤثر شیوه‌های کنترل و برخورد با پدیده‌های مجرمانه را مورد تحلیل و مطالعه قرار داده وبه مهار بزهکاری و بزه‌دیدگی کودکان مبادرت ورزند.

      با گسترش کمی و نیز اهمیت مربوط به جرم و مجرمیت و راههای برخورد با آنها، خصوصاً در قالب کیفر، نظریات و دیدگاه‌های راهبردی متعددی در طول تاریخ نسبتاً کوتاه جرم‌شناسی متولد گشته‌ا ند تا علل ارتکاب جرم و نیز مشروع جلوه دادن راه‌های برخورد با آن را چه به شکل سرکوبگر و تنبیهی و چه در قالب تدابیر و اقدامات اصلاحی برای فرد و اجتماع و چه اقدامات محیطی و وضعی به مقصود کاهش یا پیشگیری جرم و مجرمیت تبیین کرده و توجیه نماید.

      یکی از نظریات جرم‌شناسی که در این پایان‌نامه مورد توجه قرار گرفته می باشد تأثیر برچسب‌زنی می‌باشد. در واقع با توجیه و تبیین این تئوری و تطبیق آن بر بزهکاری اطفال در پی آن هستیم که به این پرسش اساسی پاسخ دهیم که آیا برچسب‌زنی بر بزهکاری اطفال مؤثر می باشد یا نه؟

زیرا کودکان و نوجوانان سرمایه‌های معنوی جامعه می‌باشند و سلامت روح و جسم آن‌ها تضمین‌کننده‌ی سلامت جامعه در آینده می باشد.

      کودک موجودی می باشد که جایگاه آغازین او همواره دامان پرمهر و محبت پدر و مادر به مثابه گلستان زندگی می‌باشد. به خاطر ظرافت و آسیب‌پذیر بودن این موجود ظریف، او در میانه میدان فساد و تباهی و خودخواهی‌های قومی و گروهی، همواره در معرض خطرات و ناگواری‌های گوناگون قرار داشته می باشد. این طریقه ناهمگون که عقل بشری آن را مردود شناخته و در آرمان‌های اخلاقی و دینی مورد مذمت قرار گرفته می باشد، چاره‌جویی اخلاقی، فرهنگی، سیاسی و حقوقی را به ارمغان آورده می باشد. پس مسائل آنان مانند مسائلی می باشد که بایستی به آنها توجه ویژه‌ای مبذول داشت. مطالعه ریشه‌ای مسائل اطفال و از آن‌ جمله بزهکاری و بزه‌دیدگی اطفال، برای رسیدن به یک جامعه‌ا‌ی ایده‌آل شرطی ضروری می باشد. از آن‌جا که علت های و عوامل بروز جرم در میان اطفال با افراد بزرگسال متفاوت بوده و از سوی دیگر این طبقه از جامعه دارای وضع روانی و اجتماعی حساس‌تر و به مراتب آسیب‌پذیرتری نسبت به سایرین می‌باشند، پس بایستی حساس‌تر و به مراتب آسیب‌پذیرتر نسبت به سایرین باشند، و بایستی روشی متناسب با شرایط و موقعیت این افراد اتخاذ گردد.

      از این‌رو بایستی مفهوم بزهکاری اطفال و تفاوت آن را با بزه‌دیدگی به لحاظ نزدیکی و هم‌مرز بودن این دو مفهوم دانست.

     


1-اظهار مسئله

      بیشتر کشورها در دنیای امروز خود را مقید به رعایت حقوق بشر می‌دانند. یکی از این حقوق که جنبه عام و جهانی یافته می باشد حقوق کودک می‌باشد. رعایت حقوق کودک در بسیاری از مواقع به علل و عوامل زیرساختی برمی‌گردد. مثلاً در نظر داشتن روانشناسی کودک، جامعه‌شناسی کودک و… می باشد که در نهایت تضمین‌کننده حقوق وی می باشد. پس به غیر از عوامل ساختاری، در نظر داشتن زیر ساخت‌ها نیز دارای اهمیت می‌باشد. در این مسأله با ارزیابی و تحلیل تأثیر برچسب‌زنی و تطبیق آن بر بزهکاری کودکان در صدد آن هستیم که به این سؤال پاسخ دهیم که آیا برچسب‌زنی به کودک در دوران کودکی می‌تواند بر بزهکاری وی مؤثر باشد؟

 

2-سؤالات پژوهش

      سؤال اصلی پژوهش این می باشد که آیا برچسب‌زنی بر بزهکاری اطفال تأثیر دارد. با طرح نظریه برچسب‌زنی و تبیین درمورد بزهکاری و تفاوت ان با بزه‌دیدگی اطفال و همچنین با تحلیل تئوری برچسب‌زنی در مجموع به تبیین این پرسش می‌پردازیم.سوال فرعی پژوهش این می باشد که چگونه می توانیم آثار برچسب زنی را بر شخصیت کودک کاهش داد؟سوالاتی دیگری از قبیل اینکه نظریه برچسب زنی چیست و در چه حوزه ای از جرم شناسی مطرح می گردد نیز قابل طرح می باشد.

 

 

3-فرضیه‌های اصلی پژوهش

      1-نظریه برچسب زنی یک نظریه جرم شناختی می باشد که در حوزه جامعه شناسی جنایی مطرح شده می باشد.

2-گویا با بهره گیری از برنامه های عدم مداخله یا حداقل مداخله می توان تاثیر این نظریه را بر شخصیت کودک کاهش داد.

 

4-پیشینه پژوهش

      در مورد پیشینه پژوهش بایستی گفت اگرچه تئوری برچسب‌زنی در آراء و نظرات دانشمندان علوم انسانی به خصوص در غرب، مورد توجه و امعان نظر قرار گرفته می باشد اما در کشور ما به این نظریه تا حد زیادی بی‌توجهی شده می باشد، تا جایی که می‌توان گفت کتاب مستقلی در زمینه برچسب‌زنی به قدر کفایت وجود ندارد و مقالات و پایان‌نامه‌های و کارهای تحقیقی بسیار اندکی در این مورد به رشته تحریر در آمده می باشد. در بسیاری از مقالات به صورت گذرا و موردی به این موضوع پرداخته‌اند و این مسئله نشان می‌دهد کارهای اندک تحققی در مورد موضوع مطروحه تا به حال حداقل در کشور ما انجام شده می باشد و اکثر کتابها و مقاله‌های مربوطه در مورد حقوق کودک یا بزهکاری کودک مطرح شده می باشد.

 

5-ضرورت انجام پژوهش

      از آن‌جایی که بسیاری از کودکان از بدو تولد تا رسیدن و سپری شدن دوران بلوغ ممکن می باشد با مشکل برچسب‌زنی از جانب اعضای خانواده و یا دیگر افرادی که به نحوی از انحاء با آنها سر و کار دارند، مانند نهادهای عدالت کیفری مواجه شوند پرداختن به این موضوع یعنی برچسب‌زنی کودک و  تطبیق آن بر بزهکاری اطفال ضروری به‌نظر می‌رسد.

      چه بسیار کودکانی که از بدو تولد با برچسب‌های گوناگون مواجه شده و اثرات مخرب روحی و روانی این برچسب‌ها تا حتی تا پایان حیات با آنها همراه خواهد بود. بدین مقصود و برای جلوگیری از آثار مخرب و ویرانگر مشروح به نظر می‌رسد با پرداختن به موضوع برچسب‌زنی گامی در جهت طرفداری از حقوق کودک و پیشگیری از نقض این حقوق برداشته باشیم. از آنجا که کمتر منبع مستقلی در ارتباط با موضوع در ادبیات حقوق جرم‌شناسی کشور هست در این رساله برآنیم تا با تشریح ابعاد گوناگون برچسب‌زنی گامی در جهت توسعه علمی این نظریه برداریم.

 

6-اهداف پژوهش

      هدف از این پژوهش شناخت آثار مخرب برچسب زنی بر شخصیت و رفتار کودک چه در دوران کودکی و چه در دوران بعدی زندگی وی ارائه راهکارهایی جهت پیشگیری از برچسب‌زنی به کودک می‌باشد.

      در این زمینه پژوهش و مطالعه در دو محیط دارای اهمیت می‌باشد. یکی محیط خانواده کودک و دیگری محیط‌های خارج از خانواده که کودک با آنها در تماس می باشد. در این رساله از یک طرف به تأثیر خانواده و محیط خانواده در ارتباط با موضوع می‌پردازیم و از طرف دیگر به تأثیر و جایگاه سیاست‌های دولت به مفهوم عام و سازمان‌ها و نهادهای مرتبط با حقوق کودک خواهیم پرداخت.

 

7-روش پژوهش

      روش پژوهش به دو صورت کتابخانه‌ای و میدانی می‌باشد. در روش کتابخانه‌ای با مراجعه به کتب و منابع و مأخذ معتبر حقوقی و گاهاً غیرحقوقی از قبیل کتب و مقالات روانشناسی، جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی و… به تبیین و تبیین آراء و عقاید صاحب‌نظران می‌پردازیم و با تحلیل و ارزیابی و تأثیر برچسب‌زنی بر بزهکاری اطفال نتیجه نهایی را به‌دست آورده و به ارائه راهکارها و پیشنهادات می‌پردازیم.

      در روش پژوهش میدانی با ارائه پرسش‌هایی در ارتباط با برچسب‌زدن به کودکان در محیط‌هایی که کودکان با آنها در تماس هستند از قبیل والدین، مدرسه، نهادهای قضایی و اجرایی با به‌دست آوردن نتایج مذکور به استقراء نهایی خواهیم رسید.

 

8-توجیه پلان

      رساله پیش رو دارای 3 فصل می باشد.چنانچه مرسوم و معمول می باشد در فصل اول نظریه برچسب زنی از دیدگاه های مختلف مورد بحث و مطالعه قرار گرفته می باشد.تعاریف و مفاهیم و کلیات موضوع در واقع در این فصل تبیین داده شده اند.دیدگاه های گوناگون اعم از روانشناسی،جامعه شناسی و… در این فصل مورد بحث و مطالعه قرار گرفته اند.موضوع دولت ها و سازمان های غیر دولتی در ارتباط با حقوق کودک،برچسب زنی در محیط های مختلف اعم از خانه و خارج از آن نظیر دادگاه و … موضوع بحث این فصل می باشد.در فصل دوم رساله آثار برچسب زنی بر کودک و راهکارهای پیشگیری از آن را مطالعه نموده ایم.همچنین طرفداری پیش روی برچسب زنی از دیدگاه اسناد داخلی و خارجی ،مطالعه عملکرد نهادهای اصلاح و تربیت کودکان در پیشگیری از برچسب زنی ،روش های اصلاح و درمان و… در این فصل قرار دارند.در نهایت در فصل سوم پژوهش میدانی پیرامون موضوع انجام شده می باشد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد حقوق درباره:بررسی جرم شناختی آزار جنسی کودکان در شهرکرد

 

فصل اول-مطالعه نظریه برچسب زنی از دیدگاه های مختلف

1-1-تعریف جرم،بزه کاری و بزه دیده گی

      به‌گونه کلی جرم یا بزه‌ پدیده‌ای اجتماعی می باشد و یک مفهوم نسبی می‌باشد و برداشت از آن و فهم این اصطلاح تا حدودی تحت تأثیر شرایط زمانی و مکانی قرار دارد.[1] اما مفهوم جرم به تعبیری که در مورد بزهکاران عادی به‌کار می‌بریم با مفهوم جرم‌ در نزد جرم‌شناسان و جامعه‌شناسانی که نظریه برچسب‌زنی و تأثیر آن را مطرح کرده‌ اند متفاوت می‌باشد. در واقع مطرح‌کنندگان تئوری برچسب‌زنی عقیده دارند که جرم در خلال کنش‌ها و واکنش‌های اجتماعی تعریف می گردد.[2] در این عمل و عکس و العمل اجتماعی می باشد که فردی مجرم تعبیر می گردد.

      و جرم‌شناسی یکی از شاخه‌های علوم جنایی می باشد که از جرم به عنوان یک پدیده در زندگی فرد و جامعه بحث می کند و علل و عواملی را تفسیر و مطالعه می کند که موجب ارتکاب جرم می گردد.[3] به مانند دیگر رشته‌های مربوط به علوم انسانی، امروزه جرم‌شناسی اغلب به عنوان رشته‌ای ریشه‌دار در اندیشه‌های مدرن در نظر گرفته می گردد. جرم‌شناسی در حوزه مطالعات اجتماعی، به مطالعه جرم، اشخاص مجرم و پدیده‌های اجتماعی مربوط به جرم می‌پردازد.[4] در اواخر قرن 19 در سال 1885 رافائل گارفائولو مانند کسانی بود که برای نخستین با اصطلاح جرم‌شناسی را مطرح نمود و به‌کار برد.[5] پوئل تاپینارد مردم‌شناس فرانسوی نیز پس از وی این اصطلاح را وارد ادبیات حقوقی کشور فرانسه نمود.

      جرم‌شناسی به عنوان یکی از رشته‌های علوم انسانی انجام جرم را در جوامع و علت وقوع جرایم را مطالعه می کند.[6] این دانش سال‌های زیادی می باشد که به مطالعه بزهکار و بزه‌دیده پرداخته می باشد. امروزه تکامل تحقیقات دانشمندان این امکان را فراهم کرده می باشد که جرم‌شناسان آگاهی لازم را در مورد پدیده مجرمانه و همچنین بزهکاران و بزه‌دیدگانی که مرتکب یا قربانی جرم به شمار می‌طریقه فراهم آورده می باشد.[7]

مجرمیت نیز همانند فقر، گرسنگی، فقدان درمان و بهداشت، جهل و بی‌سوادی از دیرباز مورد توجه فلاسفه، حقوقدانان و مصلحان اجتماعی قرار گرفته می باشد. هر چنددر سایر زمینه‌های مذکور به ویژه طی قرن گذشته گام‌های سریع و مهمی در اکثر کشورهای صنعتی برداشته شده، به گونه‌ای که امروزه دیگر ترسی از ابتلا به پاره‌ای از بیماری‌های واگیر، گرسنگی، فقر، مرگ و میر اطفال و… فروکش کرده می باشد، اما در همین کشورها نگرانی از جرم و مجرمیت به نحوی از سوی شهروندان ابراز شده و موجبات اشتغال فکری و به‌گونه‌ای عدم ثبات دولت‌ها را فراهم می‌آورد.[8]

اگرچه تاریخ پیدایش جرم به تاریخ خلقت بشر برمی‌گردد، اما تاریخ جرم‌شناس تاریخ جدیدی می باشد و از سابقه علمی و آکادمیک آن چیزی بیش از یک سده نمی‌گذرد و شاید به همین دلیل می باشد که جرم‌شناسان سنتی و جدید تا به‌ حال نتوانسته‌اند تحلیل شایسته و کاملی را از پدیده مجرمانه ارائه دهند. تبیین کامل پدیده مجرمانه مستلزم آن می باشد که رفتار بشر از جنبه‌های مختلف تاریخی، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، بشر‌شناسی و… مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.[9] جرم‌شناسی از یونان آغاز گردید. اگرچه پیدایش آن به غارها و مقبره‌های مصر نیز باز می گردد که جملات موجود در آنها حکایت از نافرمانی نوجوانان در آن وقت داشته می باشد اما چهره علمی آن از قرن هفدهم به بعد ظهور نمود.[10]

از اوایل قرن هفدهم که متفکران و مصلحان اجتماعی علیه عقوبتها و شکنجه‌های وحشیانه قیام کردند وطرد آنها را از قوانین جزایی خواستار شدند، عده‌ای دیگر و هم دیدگاه خود را از پدیده جرم به عامل آن برگرداندند و روش‌های سنتی را مردود به شمار آوردند و مصرانه‌تر از مصلحان طرفدار تعدیل مجازات‌ها و علیه کیفرها و اعمال مجازات به صورت کورکورانه بر بزهکاران به مبارزه‌ای بی‌امان و گسترده پرداختند. این دسته از جرم‌شناسان دانش با اهمیت و با عظمت جرم‌شناسی را پایه‌گذاری کردند و تمام کوشش خود را به‌کار بردند تا همه نظرها را به سوی بزهکار جلب کنند و قانونگذار را وادار نمودند تا به جای اندیشیدن به مجازات‌ها و بر شدت آن افزودن، به شرایط و احوال اجتماعی توجه کنند و بزهکار را از جهات مختلف روانی، اجتماعی، اقتصادی و… مورد توجه قرار دهند و به شخصیت او را نیز مورد توجه قرار دهند.[11]

      مبحث مهمی که در تعریف بزهکاری مطرح می گردد آن می باشد که بایستی بین دو واژه بزهکار و بزه‌دیده قائل به تفکیک شویم، فقط از نظر مفهومی در ارتباط تعاملی با یکدیگر قرار دارند. وجود بزه‌دیده در یک جامعه علت وجود بزهکاران در آن جامعه می باشد و ارتباط مستقیم با هم دارند و هرچه اندازه بزهکاری بیشتر باشد به همان نسبت اندازه بزه‌دیده‌گی نیز بیشتر خواهد بود. به تعبیری بزه‌دیده‌گی معلول فعل بزهکاری می باشد به نحوی که بزه‌دیده‌گان در شرایط حال بزهکار آینده خواهند بود.[12] به تعبیری می‌توان گفت که بزه‌دیده قربانی جرم می باشد و بعداً به مجرم تبدیل می گردد.

      بزهکاری مجموعه‌ای از جرم‌هاست که در یک زمان و مکان معین به وقوع می‌پیوندد. در واقع بزهکاری شناخت عواملی می باشد که جرم ایجاد می کند و یا به بیانی دیگر مطالعه این پدیده مورد مطالعه قرار می‌گیرد.و کلیه پدیده‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مذهبی، خانوادگی و.. را در جامعه شامل می گردد.[13]

      اصطلاح بزه‌دیده یا قربانی جرم برای اولین بار توسط فن هانتینک[14]، مندلسون[15]، مارگری فرای[16]، مارولین ولفگانگ[17] و… به‌کار برده گردید. اصلاح بزهکاری نوجوانان نخستین‌بار در انگلستان و در قرن نوزدهم(سال 1815 میلادی) مطرح گردید. در ان دوران جرائم کودکان و نوجوانان افزایش یافته بود، از آن پس واژه بزهکاری اطفال درتمام کشورها متداول گردید. قوانین مختلف در ایالات متحده آمریکا از سال 1964 به بعد این واژه را وارد ادبیات حقوقی قانونگذاری این کشور نمود و کتب متعددی در این زمینه به رشته تحریر درآمد[18].

      واژه بزه‌دیده در قوانین کیفری ایران با واژه‌هایی نظیر مجنی علیه یا شاکی[19] مورد توجه قانونگذار قرار گرفته می باشد. واژه بزه‌دیده از آفرینش‌های کمیسیونه مطالعه اصطالاحات مربوط به وزارت دادگستری فرهنگستان ایران در سال 1317 خورشیدی بود که امروزه به جای مجنی علیه استعمال و رایج شده می باشد.[20]

      به‌گونه کلی بزه‌دیده یا قربانی جرم[21] به شخصی گفته می‌‌‌گردد که به دنبال رویداد یک جرم آسیب یا زیان می‌بیند. تمام شخصیت بزه‌دیده به وسیله یک عامل خارجی که هم برای خود وی و هم برای جامعه مشخص می باشد مورد تعرض و آسیب واقع می گردد.[22] علمی‌ترین تعریف از بزه‌دیده در سال 1968 توسط مندلسون ارائه گردید. به عقیده وی بزه‌دیده شخصی می باشد که به خاطر وضعیت فردی یا عضویت و وابستگی در یک گروه، متحمل پیامدهای دردآور و مشقت‌بار که فاکتورهایی با ریشه‌های فیزیکی، روانی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و حتی طبیعی دارد می گردد. او معتقد می باشد در برآورد نیازهای جامعه برای حداقل کردن قربانیان، جلوگیر از تکرار بزه‌دیدگی و تقلیل بزه‌دیده واقع شدن پیشگیری از بزه‌دیدگی تأثیر اساسی را داراست.[23]

      مثلاً در مورد سوء بهره گیری جنسی اطفال به عنوان بزه‌دیده و نه به عنوا بزهکار درچهارچوب حقوق کیفری قرار می‌گیرند و این جرایم به عنوان اعمال خطرناک که طفل را در معرض خسارت فیزیکی، معنوی، اخلاقی و اجتماعی قرار می‌دهد مورد مطالعه قرار می‌گیرد.[24]

      فون‌ هنتیک در سال 1948 در کتاب بزهکار و قربانی مفاهیم بزه‌دیده و بزهکار و تفاوت‌ها و ارتباطات آن دو را با یکدیگر اظهار می کند. به عقیده او تحت عناوین بزهکار و بزه‌دیده مورد هایی هست که ممکن می باشد شخص هم بزهکار و هم بزه‌دیده واقع گردد. به عقیده او شخص می‌تواند به‌صورت پی‌درپی هم بزهکار و هم بزه‌دیده یا برعکس باشد. مثلاً کودکی که مورد ایذاء و سوء رفتار قرار گرفته می باشد به احتمال زیاد در آینده بزهکار می گردد.

      همچنین ممکن می باشد شخصی درعین حال هم بزهکار و هم بزه‌دیده واقع گردد. مثلاً در منازعات و جرایم رانندگی طرفین هم بزهکار و هم بزه‌دیده هستند. بالاخره جنبه‌ای ناشناخته از شخصیت‌ انسانی می‌تواند ناگهان بروز نماید و فردی را به بزهکار یا بزه‌دیده تبدیل نماید. این مورد به ویژه در آشوب‌ها و یا شورش‌ها و اختلال‌های اجتماعی بروز می کند.[25]
(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

 

قیمت : هفده هزار و سیصد تومان

***

و  همچنین به ایمیل شما نیز ارسال می گردد.

پشتیبانی سایت :                 [email protected]